تبلیغات
Create your flash banner online in 5 step هزاران گنج

رفتار شایسته،میانه روی و نیک دیداری

باران که شدی مپرس این خانه ی کیست

نویسنده :حسین رحمتی
تاریخ:یکشنبه 13 دی 1394-01:23 ق.ظ

باران که شدی مپرس این خانه ی کیست
سقف حرم و مسجد و میخانه یکی ست

باران که شدی پیاله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پیمانه یکی ست

باران! تو که از پیش خدا می آیی
توضیح بده عاقل و فرزانه یکی ست

بر درگه او چون که بیفتند به خاک
شیر و شتر و رستم و موریانه یکی ست

با سوره ی دل اگر خدا را خواندی
حمد و فلق و نعره ی مستانه یکی ست

این بی خردان، خویش خدا می دانند
اینجا سند و قصه و افسانه یکی ست

از قدرت حق هرچه گرفتند به کار
در خلقت تو دو بال پروانه یکی ست

گر درک کنی خودت خدا می بینی
درکش نکنی کعبه و بتخانه یکی ست
مهدی مختار زاده



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقدی بر محافل ادبی و شبهای شعر در قطعه طنز آمیز عباس احمدی

نویسنده :حسین رحمتی
تاریخ:پنجشنبه 10 خرداد 1397-09:49 ق.ظ

اقتصادنیوز:در دیدار شب گذشته شاعران با آیت الله سیدعلی خامنه‌ای مقام معظم رهبری، عباس احمدی شعر طنزی قرائت کرد.

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از فارس عباس احمدی در جملاتی پیش از آغاز شعرخوانی گفت:قطعه طنز آمیزی نوشتم که نقدی بر محافل ادبی و شبهای شعر است که آنها را به نقد می‌کشد. بخش‌هایی از آن هم تضمینی‌است از شعر سعدی.

با اجازه سعدی، می‌خوانم:

یک شب به هوای طلب فوت و فن شعر

رفتم شب شعری منِ استاد ندیده

تا این که از این راه شود شعر تَر من

مطلوب دل و دیده ی اصحاب جریده

دیدم چه مراعات نظیری است در آنجا

داخل شدم و حیرت من گشت عدیده

مردان همگی پاچه ی شلوار تفنگی

زن ها همگی مانتوی پندار دریده

بر بینی شان تیغ عمل خورده و لب ها

بوتاکس شده همچو انار ترکیده

من غرق تفکر شده بودم که به ناگاه

آهو بره ای همچو گل شاخه بریده

با نیّت بد زد به دلم چشمک نابی

گفتم: برو ای شاعره ی خیر ندیده

از سوی دگر هلهله برخاست به ناگاه

گفتم چه شده؟ - حضرت استاد رسیده

آمد به جلو البته بر دوش مریدان

استاد که در نوع خودش بود پدیده

از مرتبه ی زلف، زده طعنه به گوریل

پیش از جلسه شصت گرم شیره کشیده

می شد به یقین گفت که در مملکت شعر

یک تپّه نمانده است که بر آن نپریده!

القصه نشستیم در آن جمع، ولیکن

زان خیل ندیدیم کسی صاحب ایده

ترس من از این بود و یقین داشتم این را

کاین عقده بدل میشود آخر به عقیده

از آن طرف محفل یک دفعه به پا خاست

قرتی بچه ای لاغرک و رنگ پریده

مویش فشن و دور سرش را زده با تیغ

چون مرتع سبزی که در آن گاو چریده!

بالای تریبون شد و آنگاه چنین خواند:

طرفه غزلی - گرچه خودش گفت: قصیده! -

«ای یار وفا کرده و پیوند بریده

این بود وفاداری و عهد تو ندیده؟

در کوی تو معروفم و از روی تو محروم

گرگ دهن آلوده ی یوسف ندریده»

من داد زدم: آی عمو! شعر ز سعدی است

پیچید به خود مثل یکی مارگزیده:

گفتا که شکایت کنم از دزدی سعدی!

بر صورت او هم بزنم چند کشیده!

گفتم: دهدت عقل، خدا، زد به ملاجم

رفتیم دعا گفته و دشنام شنیده!

آیت‌الله خامنه‌ای پس از این شعر طنز که بارها خنده حاضران و ایشان را در بر داشت فرمودند: دستتان درد نکند؛ خدا صبرتان دهد.

https://www.eghtesadnews.com




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هدیه آیت الله نخودکی اصفهانی به امام خمینی

نویسنده :حسین رحمتی
تاریخ:دوشنبه 20 فروردین 1397-11:45 ق.ظ

راسخون :  دستورالعمل آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی به امام خمینی

به گزارش راسخون به نقل از خبرآنلاین، سالک الی الله آیت الله حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی در حرم امام رضا (ع) خطاب به امام خمینی: چه اصراری دارید چیزی را که ممکن است موجب خسران شود، یاد بگیرید؟ اما من چیزی را به شما یاد می‌دهم که برایتان خسارتی ندارد و محتاج دیگران هم نمی‌شوید.

روایت اول: (به نقل از فرزندآیت الله موسی شبیری زنجانی)

مطلبی را درباره منزلت و جایگاه آیه سوم سوره طلاق " ویرزقه من حیث لایحتسب ومن یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بلغ امره قد جعل الله لک شی قدرا" با یکی از روحانیون سرشناس تهران بحث می‌کردیم و چون در تاکید بر قرائت این آیه به همراه بخشی از آیه دوم همین سوره تردید وجود داشت از ایشان خواستیم در سفر امسال حج از علمای حاضر در این خصوص سوال نمایند.


ایشان پس از بازگشت از سفر در همین خصوص می‌گوید: با فرزندآیت الله موسی شبیری زنجانی این مطلب را در میان گذاشتیم و مطلبی که در خصوص دیدار ایشان و شیخ حسنعلی نخودکی مطرح بود را مورد سوال قرار دادیم .ایشان در تماس تلفنی با این مرجع تقلید اصل ماجرا را جویا شده و به شرح ذیل بیان می‌کنند.

مطلب مذکور در نشریه زائر منتشر و در اختیار حجاج بیت الله الحرام قرار می‌گیرد و از آنجا که دارای اهمیت خاصی از جهات نمایش اوج عرفان این شیخ فاضل ،صداقت امام خمینی (ره)در کلام و ...می‌باشد بر آن دیدیم تا با انتشار آن در ترویج آن قدمی برداشته باشیم .

شرح ماجرا به نقل از فرزند آیت الله شبیری زنجانی از زبان پدر بزرگوارشان این‌گونه نقل می‌شود که :

در سفری که امام خمینی(ره) و پدرم برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودند امام در صحن حرم امام رضا (ع) با سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی مواجه می‌شوند. امام امت (ره) که در آن زمان شاید در حدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت وقت را غنیمت می شمارد و به ایشان می‌گوید با شما سخنی دارم.حاج حسنعلی نخودکی می‌گوید: من در حال انجام اعمال هستم، شما در بقعه حر عاملی (ره) بمانید من خودم پیش شما می‌آیم. بعد از مدتی حاج حسنعلی می‌آید و می‌گوید چه کار دارید؟

امام (ره) خطاب به ایشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا (علیه‌السلام) کرد و گفت: تو را به این امام رضا، اگر (علم) کیمیاداری به ما هم بده؟

حاج حسنعلی نخودکی انکار به داشتن علم (کیمیا) نکرد بلکه به امام (ره) فرمودند:اگر ما «کیمیا» به شما بدهیم و شما تمام کوه و در و دشت را طلا کردید آیا قول می‌دهید که به جا استفاده کنید و آن را حفظ کنید و در هر جایی به کار نبرید؟

امام خمینی (ره) که از همان ایام جوانی صداقت از وجودشان می‌بارید، سر به زیر انداختند و با تفکری به ایشان گفتند: نه نمی‌توانم چنین قولی به شما بدهم.

حاج حسنعلی نخودکی که این را از امام (ره) شنید روبه ایشان کرد و فرمود: حالا که نمی‌توانید «کیمیا» را حفظ کنید من بهتر از کیمیا را به شما یاد می‌دهم و آن این که:

بعد از نمازهای واجب یک بار آیه الکرسی را تا «هو العلی العظیم» می‌خوانی.

و بعد تسبیحات فاطمه زهرا سلام الله علیها را می‌گویی.

و بعد سه بار سوره توحید «قل هو الله احد» را می‌خوانی.

و بعد سه بار صلوات می‌گویی: اللهم صل علی محمد و آل محمد

و بعد سه بار آیه مبارکه: وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا ؛

(سوره طلاق آیه 2 و 3) (هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد، و هرکس بر خداوند توکل کند کفایت امرش را می‌کند، خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند، و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است.)

را می‌خوانی که این از کیمیا برایت بهتر است.

روایت دوم:آیت‌الله سید جعفر شبیری زنجانی:

امام و مرحوم ابوی بالا سر حضرت امام رضا علیه‌السلام، آشیخ حسنعلی را می‌بینند. می‌آیند که با ایشان صحبت کنند، ایشان زیارت می‌خواندند و اشاره می‌کنند بروید جلوی مدرسه حاج ملا جعفر، زیارت را که خواندم، به آنجا می‌آیم.

به آنجا می‌آیند و ظاهراً امام به ایشان می‌گویند: «شما را به این حضرت رضا علیه‌السلام قسم می‌دهیم که علم کیمیا را به ما یاد بدهید».

ایشان می‌گویند: «اگر همه کوه‌های عالم را طلا کنید، آیا اطمینان دارید که از آنها سوء استفاده‌ای نشود؟»

امام می‌گویند: «نه، اطمینان نداریم.»

می‌گویند: «پس چه اصراری دارید چیزی را که ممکن است موجب خسران شود، یاد بگیرید؟ اما من چیزی را به شما یاد می‌دهم که برایتان خسارتی ندارد و محتاج دیگران هم نمی‌شوید».

این را نشنیده بودم، بعداً از اخوی بزرگ حاج آقا موسی شنیدم و کاملش را برایم بیان کردند.

ایشان می‌گویند آشیخ می‌گفتند اول آیة‌الکرسی می‌خوانید، بعد تسبیحات حضرت زهرا«سلام الله علیها»، بعد سه تا قل هو الله و سه صلوات و سه مرتبه « وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا » ( سوره طلاق، آیات 2 و 3).

پدرم می‌فرمودند بعد از آن دیگر هیچ وقت محتاج نشدم.

روایت سوم: به نقل ازمرحوم آیت الله بهجت ره

آیت الله محمدی ری شهری: در تاریخ 19/3/1383 (۲۵ شوال ۱۴۲۵ ) خدمت مرحوم آیت الله بهجت رسیدم. حال ایشان بهتر از ملاقات قبلی بود. فرزند ایشان گفت که ماه رمضان را روزه گرفته‌اند.

در مورد دیدار امام خمینی با شیخ حسنعلی نخودکی در جوانی و دستور العمل ایشان به امام - که بعد از هر نماز، سه بار سوره توحید و سه بار صلوات و سه بار آیه «و من یتق الله ...» را قرائت کند - پرسیدم.

پاسخ دادند : «ایشان با سید احمد زنجانی، پیش آقای شیخ حسنعلی نخودکی می‌روند و از او علم کیمیا می‌خواهند. ایشان جواب می‌دهد که : آیا متعهد می‌شوید که آن را در غیر آنچه مرضی خداوند متعال است، مصرف نکنید؟

هیچ یک، متعهد نمی‌شوند. بعد می‌گوید : چیزی می‌دهم که بهتر از کیمیا باشد. و آن دستور العمل را می‌دهد».

آیت الله بهجت، ترتیب اذکار را دقیق به یاد نداشتند؛ ولی فرمودند : «در بحار هست؛ اما مرحوم نخودکی، بخشی از آن را اخذ کرده است».

آیت الله بهجت اضافه کردند : «شاید اگر آقای خمینی به آقای نخودکی می‌گفتند که کیمیا را با استخاره مصرف کنیم، به آنان می‌داد».

شیخ حسنعلی به امام فرموده بود که این دستورالعمل برای انجام شدن هر خواسته‌ای، مناسب است.

 روایت چهارم: به نقل از آیت الله شهید حاج آقا مصطفی خمینی ره

این جانب (آیت الله محمدی ری شهری) قبلاً از برادر بزرگوارم حجت الاسلام و المسلمین آقای علی اکبر الهی خراسانی شنیده بودم که با یک واسطه از آیة الله حاج آقا مصطفی خمینی نقل کردند که :

امام خمینی در جوانی همراه با یکی از رفقایش در مشهد با شیخ حسنعلی نخودکی، ملاقاتی داشته و از ایشان تقاضایی نموده است. آقای نخودکی هم به ایشان گفته : پس از هر نماز واجب، سه مرتبه سوره توحید را بخوان و سه بار صلوات بفرست و سه بار آیه «و من یتق الله یجعل له مخرجا» و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بلغ امره قد جعل الله لکل شیء قدرا «را قرائت کن.».

امام فرموده بوده که : رفیق ما به صورت منقطع به این توصیه عمل کرد؛ ولی من از آن موقع تاکنون، آن‌را ادامه داده‌ام و هر چه دارم، از آن دارم.

البته در نقل از حاج آقا مصطفی، رفیق همراه امام، سید محمد صادق لواسانی گزارش شده؛ اما نقل صحیح، همان است که آیت الله بهجت فرموده‌اند. 

روایت پنجم: به نقل از آیت الله حاج آقا موسی شبیری زنجانی

آیت الله محمدی ری شهری: همچنین در تاریخ ۱۳۸۳/۱۲/۸، تلفنی از حضرت آیت الله حاج آقا موسی شبیری زنجانی جریان درخواست امام و مرحوم شیخ حسنعلی در حرم حضرت رضا «علیه‌السلام» را پرسیدم. ایشان فرمود :

"خودم این جریان را از پدرم (آیت الله سید احمد زنجانی) نشنیده‌ام؛ ولی طلبه‌ای به نام سید صادق ... نقل کرد که : خوابی دیدم و به نماز پدرتان رفتم. دیدم که بر سر قبر قطب راوندی، برای ایشان فاتحه می‌خواند. به ایشان گفتم : شنیده‌ام کیمیا دارید؟ فرمود : بیا برویم صبحانه منزل! با هم رفتیم. بعد برایم تعریف کردند که یک سال با آقای خمینی، در مشهد بودیم. حرم، مشرف شدیم. شیخ حسنعلی هم مشغول بود و از روی مفاتیح _ که گویا تازه چاپ شده بود _ زیارت می خوند. ایشان (آیت الله خمینی) به او گفت : تو را به این حضرت، حاجتی دارم. شیخ گفت : سید بگذار زیارت کنم. بعد... قرار شد سر قبر شیخ حر عاملی با هم صحبت کنیم. شیخ وقتی زیارتش تمام شد، آمد.».

خواسته آیت الله خمینی گویا کیمیا بوده است. شیخ پرسید : اگر علم کیمیا داشتید و قدرت این را داشتید که کوه‌های دنیا را طلا کنید، مطمئن هستید که از این علم، سوء استفاده نمی‌شود؟ ایشان جواب دادند : نه.

ایشان فرمود:اگر مطمئن نیستید، من چیزی را می‌گویم که {دیگر } مشکل مالی نداشته باشید و خطر هم نداشته باشد:

بعد از هر نماز، سه بار «قل هو الله احد» را بخوانید. بعد، سه بار صلوات و سه بار آیه «و من یتق الله» تا «قد جعل الله لکل شیء قدرا» را تلاوت کنید.

حاج آقا موسی اضافه کردند که :پس از این جریان، یک وقت پدرم این جریان را برای کسی نقل می‌کرد که من، آخرهای آن را از ایشان شنیدم.

روایت ششم: به نقل از آقای مقدادی (ره) فرزند مرحوم نخودکی

آیت الله محمدی ری شهری: یک نکته هم اضافه می‌کنم که از پسر شیخ نخودکی، آقای مقدادی (حاج شیخ علی مقدادی اصفهانی- متوفای ۱۳۸۸/۱۲/۲۷) با واسطه شنیدم که قبل از سوره توحید، آیة الکرسی را اضافه کنند و گفتند که این مطالب در روایتی آمده است.

اگر چه برخی، این اضافه را از فرزند مرحوم نخودکی نقل کرده‌اند، ولی آقا (آیت الله بهجت)، فرمود : «به گمانم او در شرحی که برای پدرش نوشته، این اضافات را نیاورده است» و مقصودشان کتاب نشان از بی نشان‌ها بود.

 منبع: کتاب زمزم عرفان، نوشته آیت الله محمدی ری شهری  http://rasekhoon.net/news/show/291095




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

" علی گویم علی جویم "

نویسنده :حسین رحمتی
تاریخ:شنبه 19 اسفند 1396-04:42 ب.ظ


به روز و شب من شیدا علی گویم علی جویم

به باغ و گلشن و صحرا علی گویم علی جویم


علی روح و روان من علی آرام جان من

علی ذکر زبان من علی گویم علی جویم


علی سلطان ملک جان علی شایسته خوبان

علی آیینه ی یزدان علی گویم  علی جویم


علی حلال هر مشکل علی سلطان و شاه دل

علی باشد به حق واصل علی گویم علی جویم


علی حیدر علی صفدر علی مونس علی دلبر

علی بود یار پیغمبر علی گویم علی جویم


علی اول علی آخر علی باطن علی ظاهر

علی طیب علی طاهر علی گویم علی جویم


علی مرآت ذات حق ز اعلی نام او مشتق

بود ذاتش به حق ملحق علی گویم علی جویم


بود مهر علی دینم طریق و شکر و آیینم

فروغ قلب غمگینم علی گویم علی جویم


ز عشق او شدم صابر به روی او شدم ظاهر

زبان از وصف او قاصر علی گویم علی جویم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعر : علی گویم علی جویم ...

نویسنده :حسین رحمتی
تاریخ:شنبه 19 اسفند 1396-03:16 ب.ظ

مرا در تن بود تا جان علی گویم علی جویم
بجنبد تا رگم در جان علی گویم علی جویم
***
ز پیدا و ز پنهانم همین یك حرف را دانم
كه در پیدا و در پنهان علی گویم علی جویم

اگر اهل خراباتم وگر شیخ مناجاتم
به هر آئین ، به هر دستان علی گویم علی جویم
***
علی دین است و ایمانم ،علی درد است و درمانم
چه با درد و چه با درمان علی گویم علی جویم
***
علی حلال مشكل ها ،علی آرامش دلها
كند تا مشكلم آسان علی گویم علی جویم
***
اگر در خانقه افتم وگر در میكده خفتم
به هر معموره و ویران علی گویم علی جویم
***
ز مهر او سرشت من ، جمال او بهشت من
هم اندر روضه ی رضوان علی گویم علی جویم
***
علی باب الله عرفان ،علی سرالله سبحان
به نور دانش و عرفان علی گویم علی جویم
***
اگر درویش و مسكینم وگر دیندار و بی دینم
چه با كفر و چه با ایمان علی گویم علی جویم
***
اگر تسبیح می گویم وگر زنار می جویم
به هر اسم و به هر عنوان علی گویم علی جویم
***
ز سوره سوره ی قرآن ، ز یاسین و ز الرحمان
به هر آیه ز هر تبیان علی گویم علی جویم
***
اگر از وصل خوشحالم وگر از هجر نالانم
چه با وصل و چه با هجران علی گویم علی جویم
***
به محشر چون برآرم سر ، به نزد خالق اكبر
به گاه پرسش و میزان علی گویم علی جویم

حاج میرزا علی اکبر نعمت اللهی 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نشنیدی كه دلم گفت بمان ایست نرو

نویسنده :حسین رحمتی
تاریخ:جمعه 18 اسفند 1396-12:34 ب.ظ

نشنیدی كه دلم گفت بمان ایست نرو

به خدا وقت خدا حافظی ات نیست نرو

نكند فكــــــر كنی در دل من مهر تو نیست

گوش كن نبض دلم زمزمه اش چیست نرو

كاش این ساده دلی های مرا كرده قبول

به خدا در دل من مهر كسی نیست نرو 

حجم شب طی شد و من پشت سرت داد زدم

كـــــــــه بمان زندگیم ،عشق صباحیست نرو

گرچه دل دفتر عاشق شدگان سوخت ولی

باز ازان مانده هنوز اسم تو در لیست نرو

ترس من گم شدن عقربه ها نیست ولی

بی گمان راه توآخر به دو راهیست نــــرو


 اردشیر آقایی





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعر بی عشق سر مکن مرحوم قیصر امین پور

نویسنده :حسین رحمتی
تاریخ:چهارشنبه 21 مهر 1395-10:59 ب.ظ


گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود

گاهی بساط عیش خودش جور میشود
گاهی دگر تهیه بدستور میشود

گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور میشود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود

گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو میشود

گاهی برای خنده دلم تنگ میشود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود

گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود

گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود
از هرچه زندگیست دلت سیر میشود

گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود

کاری ندارم کجایی چه میکنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود.

قیصر امین پور



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود

نویسنده :حسین رحمتی
تاریخ:چهارشنبه 21 مهر 1395-10:44 ب.ظ



گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود

گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود

گاهی بساط عیش خودش جور میشود

گاهی دگر تهیه بدستور میشود

گه جور میشود خود آن بی مقدمه

گه با دو صد مقدمه ناجور میشود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود

گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست

گاهی تمام شهر گدای تو میشود

گاهی برای خنده دلم تنگ میشود

گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود

گاهی تمام آبی این آسمان ما

یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود

گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود

از هرچه زندگیست دلت سیر میشود

گویی به خواب بود جوانی مان گذشت

گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود

کاری ندارم کجایی چه میکنی

بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود

قیصر امین پور



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

با من برادران زنم خو ب نیستند باید برادران زنم را عوض کنم

نویسنده :حسین رحمتی
تاریخ:چهارشنبه 24 شهریور 1395-06:25 ب.ظ

ناصر فیض


باید که شیوه‌ی سخنم را عوض کنم

شد، شد، اگر نشد، دهنم را عوض کنم

گاهی برای خواندن یک شعر لازم است

روزی سه بار انجمنم را عوض کنم

از هر سه انجمن که در آن شعر خوانده‌ام

آنگه مسیر آمدنم را عوض کنم

در راه اگر به خانه‌ی یک دوست سر زدم

این‌بار شکل در زدنم را عوض کنم

وقتی چمن رسیده به اینجای شعر من

باید كه قیچی چمنم را عوض کنم

پیراهنی به غیر غزل نیست در برم

گفتی كه جامه ی كهنم را عوض كنم

دستی به جام باده و دستی به زلف یار

 پس من چگونه پیرهنم را عوض كنم

شعرم اگر به ذوق تو باید عوض شود

باید تمام آن چه منم را عوض كنم

دیگر زمانه شاهد ابیات زیر نیست

وقتی كه شیوه ی سخنم را عوض كنم

مرگا به من كه با پر طاووس عالمی

یك موی گربه ی وطنم را عوض كنم

وقتی چراغ مه شکنم را شکسته‌اند

باید چراغ مه‌شکنم را عوض کنم

عمری به راه نوبت خودرو نشسته‌ام

امروز می‌روم لگنم را عوض کنم

تا شاید اتفاق نیفتد از این به بعد

روزی هزار بار فنم را عوض كنم

با من برادران زنم خو ب نیستند

باید برادران زنم را عوض کنم

دارد قطار عمر کجا می‌برد مرا؟

یارب! عنایتی! ترنم را عوض کنم

 

ور نه ز هول مرگ زمانی هزار بار

مجبور می‌شوم کفنم را عوض کنم


ناصر فیض




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هدیه سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی به امام خمینی (ره)

نویسنده :حسین رحمتی
تاریخ:جمعه 14 خرداد 1395-01:09 ق.ظ

از حضرت آیت‌الله آقا موسی شبیری زنجانی نقل شده است که: در سفری که امام خمینی(ره) و پدرم برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودند امام درصحن حرم امام رضا (ع) با سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی مواجه می شوند. امام امت (ره) که در آن زمان شاید درحدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت وقت را غنیمت می شمارد و به ایشان می گوید با شما سخنی دارم.حاج حسنعلی نخودکی می گوید: من درحال انجام اعمال هستم، شما در بقعه حر عاملی (ره) بمانید من خودم پیش شما می آیم. بعد از مدتی حاج حسنعلی می آید و می گوید چه کار دارید؟
امام (ره) خطاب به ایشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا (ع) کرد و گفت: تو را به این امام رضا، اگر (علم) کیمیاداری به ما هم بده؟
حاج حسنعلی نخودکی انکار به داشتن علم (کیمیا) نکرد بلکه به امام (ره) فرمودند:اگر ما «کیمیا» به شما بدهیم و شما تمام کوه و در و دشت را طلا کردید آیا قول می دهید که به جا استفاده کنید و آن را حفظ کنید و درهر جائی به کار نبرید؟
امام خمینی (ره) که از همان ایام جوانی صداقت از وجودشان می بارید، سر به زیر انداختند و با تفکری به ایشان گفتند: نه نمی توانم چنین قولی به شما بدهم.
حاج حسنعلی نخودکی که این را از امام (ره) شنید روبه ایشان کرد وفرمود: حالا که نمی توانید «کیمیا» را حفظ کنید من بهتر از کیمیا را به شما یاد می دهم و آن این که:
بعد از نمازهای واجب یک بار آیه الکرسی را تا «هوالعلی العظیم» می خوانی.
و بعد تسبیحات فاطمه زهرا(س) را می گویی.
وبعد سه بار سوره توحید «قل هوالله احد» را می خوانی.
و بعد سه بار صلوات می گویی: اللهم صل علی محمد و آل محمد
و بعد سه بار آیه مبارکه: وَِِِ مَن یَتَّق ِالله یَجعَل لَه مَخرَجا وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لایَحتَسِب وَ مَن یَتَوَکـَّل عَلَی الله فـَهُوَ حَسبُه اِنَّ اللهَ، بالِغَ اَمره قـَد جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ شَیء قـَدراً ؛ (طلاق/2 و 3) (هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند و او را از جائی که گمان ندارد روزی می دهد، و هرکس برخداوند توکل کند کفایت امرش را می کند، خداوند فرمان خود را به انجام می رساند، و خدا برای هرچیزی اندازه ای قرار داده است.) را می خوانی که این از کیمیا برایت بهتر است.
منبع: مجله بشارت، ش 58، صادق زینی لشکاجانی.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فاطمه یک واژه بی خاتمه

نویسنده :حسین رحمتی
تاریخ:یکشنبه 29 فروردین 1395-06:59 ب.ظ



من خدایم که همه کوی مرا می جویند

همه ذرات فلک حمد مرا می گویند

من خدایم که همه راه مرا می جویند

همه جانها به ید قدرت من می پویند

من خدایم که جهان در کنف تدبیرم

عالم کون ومکان سلسله زنجیرم

من خدایم که جهان

یکسره در قدرت من

همه ذرات پدید آ مد ه از همت من

همه چیز و همه کس در همه جا مال من است

دل هر جامد و جنبنده به دنبال من است

ان زمانی که زمان یاد ندارد چه زمان

در مکانی که مکان یاد ندارد چه مکان

نه شبی بود و نه روزی و نه چرخی نه جهان

نه پری بود و نه جبریل و نه دوزخ نه جنان

در دلم شعله عشق رخ دلداری بود

شوق ایجاد یکی محرم اسراری بود

دل من در پی یک واژه بی خاتمه بود

اولین واژه که امد به نظر فاطمه بود

من به عشق رخ او ساخته ام طه را

ز طفیل گل او ساخته ام دنیا را

میل او بود که بسازم علی اعلا را

جبرئیل و فلک و آدم پس حوا را

از طفیل گل او عالمی آراسته ام

هر چه خواهد دلم از عشق رخش سا خته ام

عالمی محو جما ل رخ زهرا کردم

قد سیان شیفته آ ن مه حورا کردم

ز ازل تا به ابد هر چه و هر کس هستند

همه مدیون رخ فاطمه من هستند

فا طمه گوهر یکدا نه گنجینه من

فا طمه محرم اسرار من و سینه من

هر که با فا طمه ام دشمنی آ غاز کند

در ی از آتش دوزخ به خودش باز کند

شا فع روز جزا گو شه چشم زهرا ست

شعله آ تش دوزخ همه خشم زهرا ست

از میان همه اثار که از من بر جاست

همه ی دار و ندارم گل روی زهراست

به خداوندی خود فاطمه ام بی همتاست

فاطمه چون من تنها ز دو عالم تنهاست

به خدا وندی خود کوثر بی خا تمه است

همه هستی من فا طمه و فا طمه است

شاعر : حاج میرزا حسن اصفهانی معروف به شیخ صفی علیشاه 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

متن آهنگ جدید محسن چاوشی به نام افسار

نویسنده :حسین رحمتی
تاریخ:جمعه 27 فروردین 1395-01:11 ب.ظ

 

  گفته بـــودم بی تو می میــرم ولی ایــن بار ، نه
گفته بـــودی عاشقـــم هستی ولی انگــار ، نه
هـــرچه گویی “دوستت دارم” به جز تکرار نیست
خو نمی گیــــرم به این تکــــرارِ طوطیــــوار ، نه
تا که پا بندت شَــوَم از خـــویش می رانی مـــرا
دوست دارم همدمت باشــم ولی ســــربار ، نه
دل فروشی می کنی گویا گمان کــــردی که باز
با غــــرورم می خـــــرم آن را در این بــازار ، نه
قصد رفتن کـــــرده ای تا باز هـم گویــم بمـــان
بار دیگـــر می کنــم خواهش ولی اصــــرار ، نه
گه مـرا پس می زنی ، گه باز پیشم می کشی
آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار ، نه
آسمان را ابر فراگرفت و دنیا سرد شد
من چگونه زیر خاك و سنگ در درون قبر دلخوش باشم ؟
می روی اما خودت هم خــــوب می دانی عزیـــز
می کنی گاهــی فــــرامـوشم ولی انکـــار ، نه
سخت می گیـری به من با اینهمه از دست تـو
می شوم دلگیـــر شایــد نازنیــن ، بیــــزار ، نه
داد و بیداد ، من تك و تنها ماندم
مگر قیامت فرا رسد تا بارِ دیگر كنار یكدیگر بنشینیم

پریناز جهانگیرعصر


برگرفته ازآدرس 

 http://www.shereno.com/39976/35138/339289.html









داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زود رفتی به حاشیه ، ای متن، زود حرف اضافه ات کردند

نویسنده :حسین رحمتی
تاریخ:پنجشنبه 15 بهمن 1394-06:34 ب.ظ

خواب دیدی شبی که جلادان،فرش دارالخلافه ات کردند

گردنت را زدند با ساطور،به شهیدان اضافه ات کردند

می خروشیدی اینکه می بینید، شیمیائی است، مومیائی نیست

نه ابوالهول ها نفهمیدند،متهم به خرافه ات کردنت

چارده سال می شود ، یانه ، چارده قرن سخت می گذرد

بی قراری مکن خبر دارم ، سرفه ها هم کلافه ات کردند

زخم ها، ماسک های اکسیژن ، چه می آید به صورتت،مؤمن

تو بدانی اگر که تاول ها چقدر خوش قیافه ات کردند

شهر ها برج مست می سازند، برج ها بت پرست می سازند

شرق ما حیف غرب وحشی شد، محو در دود کافه ات کردند

فکر بال تو را نمی کردند، روح ترخیص می شد از بدنت

وتو بالای تخت می دیدی، کفنت را ملافه ات کردند

جا ندارند در هبوط خزه،سروها- جمله های معترضه-

زود رفتی به حاشیه ، ای متن، زود حرف اضافه ات کردند

" عباس احمدی "

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خـــانه بـــه دوش فنـــا در شـــب طـوفانیم

نویسنده :حسین رحمتی
تاریخ:چهارشنبه 29 مهر 1394-12:07 ق.ظ


خـــانه بـــه دوش فنـــا در شـــب طـوفانیم
داغ کـــدامیـــن خـــطا خــورده به پیشانیم

همســفـــر بـــاد هـــا رفتـــه ام از یـــاد ها
فاصلـــه ای نیــست تا لـــحظه ی ویــرانیم

خوب نــه آن گـونه خوب تا به بهشتم بری
زشــت نــه آن گونه زشت تا که بسوزانیم

کولی زلفت شبی خیمه در این دشت زد
آه کـــه تعبیــــر شـــد خـــواب پــــریشانیم

در شـــب فـــرقت مپـــرس حـال خراب مرا
یکســـره طـــوفـــانیـــم یـــکســـره بارانیم

شاعر معاصر "محمد رضا ترکی"







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رایج ترین عوامل بروز اختلاف با خانواده همسر

نویسنده :حسین رحمتی
تاریخ:سه شنبه 7 مهر 1394-05:28 ب.ظ


به گزارش قدس آنلاین به نقل از سلامت نیوز،در ادامه به رایج ترین عواملی که باعث اختلاف با خانواده همسر می شود، اشاره می کنیم. امیدواریم با آگاهی از آن ها از رابطه دلنشینی با خانواده همسرتان برخوردار شوید.

برداشت های اشتباه به دلیل باورهای غیرمنطقی

رابطه نه چندان شیرین مادرشوهر و عروس ، داماد و پدرزن یا باجناق ها و جاری ها داستانی قدیمی است که موجب حساسیت برخی افراد شده و موجب تیرگی روابط آنان می شود. این ذهنیت های از پیش تعیین شده را از بین ببرید و افراد را براساس شخصیت و عملکردشان قضاوت کنید.

مدیریت نادرست در معرفی خانواده به همسر

سامان دادن رابطه های 2 خانواده با عضوهای جدید که همان عروس و داماد هستند، بی هیچ تردیدی به عهده پسر و دختر جوان خانواده هاست، اما گاهی پسران و دختران از سر ناآگاهی و بی تجربگی و گاه به تقلید از سبک زندگی دیگران یا تحت تاثیر گفته ها و شنیده هایشان، سعی می کنند از همان روز اول گربه را دم حجله بکشند تنها با این گمان اشتباه که شاید امنیت زندگی مشترکشان را تضمین کنند. به همین دلیل با همسرشان بحث می کنند و برای تکمیل شناخت وی از اعضای خانواده شان شروع به ذکر وقایع و حقایقی می کنند که شاید بیان آن ها و دانستن آن ها چندان لازم و ضروری نیست و به این ترتیب با ذهنیتی از پیش تعیین شده فرد جدید را با خانواده شان آشنا می کنند. همچنین ممکن است، عضو جدید به گونه ای به خانواده معرفی شود که چندان مناسب و مساعد نیست.


وابستگی های شدید به خانواده

وابستگی های افراطی فکری، عاطفی و مالی به خانواده، معمولا مشکلات عجیب و غریبی را در برخورد با خانواده همسر به وجود می آورد. وابستگی یک یا هر 2 طرف به خانواده هایشان مشکل ساز است و باعث می شود 2 طرف به بیراه بروند و به جای سر و سامان دادن به خانواده خود، برای برقراری رابطه با خانواده هایشان با یکدیگر رقابت کنند.


نپذیرفتن فرهنگ متفاوت همسر

هر خانواده ای با روش خاص خود، قوانین منحصر به فرد، شیوه های تربیتی و شیوه های مقابله ای ویژه در برخورد با مشکلات عمل می کند. طبیعی است وقتی اعضای 2 خانواده ای که قوانین شان با هم متفاوت است، بخواهند با هم وصلت کنند مشکلاتی ایجاد شود؛ برای مثال بی تردید تلاقی خانواده ای که در آن حمایت و پشتیبانی در نهایت است و خانواده ای دیگر که استقلال و فردگرایی در آن بسیار مورد تاکید است، باعث مشکلاتی می شود که دامن هر 3 خانواده را می گیرد. در قدم اول برای جلوگیری از ایجاد اختلاف با خانواده همسر، زوج های جوان باید این تفاوت فرهنگ ها را بپذیرند.


پرتوقعی از خانواده همسر

اگر توقع دارید مادر همسرتان به هنگام رفتن شما به محل کار از فرزندانتان نگهداری کند، اگر توقع دارید پدر همسرتان همیشه به فکر وضعیت مالی زندگی شما باشد یا اگر خواهان آن هستید که خانواده همسرتان همیشه مطیع و فرمان بر خواسته های شما باشند و... باید بگوییم این راه که می روید به ترکستان است! پرتوقعی و انتظارات رنگارنگ بی پایان عروس و داماد از خانواده های همسر یا خانواده ها از عروس و داماد، مانعی بزرگ بر سر راه روابط سالم و مثبت است. پرتوقعی چیزی نیست جز سوءاستفاده از محبت و لطف دیگران. با توقعات نابجا، دیگران را مجبور می کنیم یا به توقعات نابجای، ما پاسخ دهند یا قطع رابطه و محبت و صمیمیت کنند، در این صورت، هیچ گاه حالت سومی را برای خود و دیگران باقی نمی گذاریم.


انتقادهای پی در پی و بی موقع

انتقادهای نابجا و نابخردانه یا بدکلامی از جمله رفتارهای نامطلوبی است که مانند سم مهلکی عمل می کند و باعث کدورت، ناراحتی و دل چرکینی می شود. انتقادی که امیدی به پذیرش و برخورد مناسب و درست با آن نیست مطرح شدنش چه سودی دارد؟! حرف های خیرخواهانه بی موقع یا از سر دلخوری و کینه همیشه آسیب زاست مگر آن که به قصد تلنگر زدن به دیگری استفاده شود که آن هم زمان و مکان خاصی برای بیان دارد.


توهین به خانواده همسر

معمولا هر فردی همسرش را فردی مستقل از خانواده اش می بیند، اما این در حالی است که او به دلیل سال ها زندگی با خانواده اش نمی تواند منکر رابطه عمیق عاطفی و حساسیت خود نسبت به آن ها شود به همین دلیل با مشاهده کوچک ترین انتقادی راجع به خانواده اش برافروخته می شود و واکنش نشان می دهد چراکه اعتراض همسر، گله و شکایت و انتقاد از عامل شکل گیری شخصیت فرد معنا می شود که تحمل این واقعیت را برای او سخت و دشوار می کند.


تحمل کردن کینه های پنهان

کینه های پنهان یکی از مهم ترین عوامل در تیرگی روابط است. اگر کینه ها را ریشه یابی کنیم قطعا متوجه عقده ها، حسادت ها و حقارت هایی از درونمان می شویم که به گونه ای کاملا ناهوشیار، رفتار و کلاممان را هدایت می کنند. اگر ما از درون از چیزی رنج نبریم یا آن که از کودکی احساسات یا ادراکات منفی و دردناکی نسبت به خود نداشته باشیم، هرگز از حرف و عمل دیگران هر چند تحقیرآمیز و ناراحت کننده، آنقدر رنجیده خاطر نمی شویم که دچار کینه توزی شویم. اعتماد به نفس پایین و خودپنداره منفی عامل اصلی کینه ورزی است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :118
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...