تبلیغات
Create your flash banner online in 5 step هزاران گنج - داستان نحوه برخورد بودا با یک زن ...!!

رفتار شایسته،میانه روی و نیک دیداری

داستان نحوه برخورد بودا با یک زن ...!!

نویسنده :حسین رحمتی
تاریخ:پنجشنبه 25 دی 1393-07:01 ب.ظ


بودا به دهی سفر کرد .

زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد.

بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد .

کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت :

«این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید»

بودا به کدخدا گفت :

«یکی از دستانت را به من بده»

کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت .

آنگاه بودا گفت :

«حالا کف بزن» کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت: « هیچ کس نمی‌تواند با یک دست کف بزند»

بودا لبخندی زد و پاسخ داد :

هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند .

بنابراین مردان و پول‌هایشان است که از این زن، زنی هرزه ساخته‌اند .

برو و به جای نگرانی برای من نگران خودت و دیگر مردان دهکده ات باش

 

منیع:pcparsi




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Bettie
جمعه 17 آذر 1396 03:46 ق.ظ
Wow that was unusual. I just wrote an really long comment but after I clicked submit my comment didn't appear.

Grrrr... well I'm not writing all that over again. Anyhow, just wanted to say excellent blog!
lingchmura.weebly.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 01:02 ب.ظ
You actually make it appear really easy along with your presentation but I find
this matter to be really something that I feel I
would never understand. It kind of feels too complicated and very vast for me.
I'm having a look ahead on your next put up, I'll try to get the
dangle of it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر