تبلیغات
Create your flash banner online in 5 step هزاران گنج - علامه مجلسى و شخص بی ‏دین

رفتار شایسته،میانه روی و نیک دیداری

علامه مجلسى و شخص بی ‏دین

نویسنده :حسین رحمتی
تاریخ:جمعه 3 بهمن 1393-06:00 ب.ظ


به محضر مبارک علامه ملا محمد تقى مجلسى گفت: آقا جان! دیوار به دیوار خانه ما یک همسایه دارم، خیلى آدم بى‏دینى است، چه کنم؟ جایم را هم نمى‏توانم عوض کنم، پول هم ندارم، زبانى هم ندارم که او را با خدا آشتى بدهم، چه کنم؟

فرمود: ببین یک شب مى‏توانى دعوتش کنى، من هم مى‏آیم، دو کلمه با او حرف بزنم، گفت: نمى‏دانم مى‏آید یا نه.

آمد به آن شخص لات مسلک گفت: ببخشید! ما همسایه شما هستیم، شما هر شب اینجا جلسه آواز و مطرب و شلوغى تا صبح، البته ما که مزاحمتان نیستیم، اما یک شب شام به خانه ما تشریف بیاورید.

گفت: عیبى ندارد، فردا شب مى‏آیم، آمد (خدمت علامه مجلسی) و گفت: آقا! فردا شب مى‏آید، فرمود: من نمازم را مى‏خوانم و مى‏آیم.

ملاقات علامه مجلسى با شخص بى‏دین
زودتر ایشان آمد و نشست، آن لات، قلدر و چاقوکش آمد، چشمش به ملا محمد تقى افتاد، اخمهایش در هم شد که این را براى چه دعوت کرده ‏اى؟ نه سلامى و نه علیکى، آمد و یک گوشه نشست و تکیه داد، سکوت کرد، بعد گفت: یک سؤال، مرحوم مجلسى خیلى آرام فرمود: بپرسید، گفت: شما آخوندها در این دنیا چه مى‏گویید؟

ایشان فرمودند: ما که هیچ چیزى نمى‏گوییم، چون ما که از خودمان چیزى نمى‏گوییم. یا قال الله، یا قال الرسول، یا قال الصادق و...، ما از خودمان چیزى نمى‏گوییم.

علامه به آن لات گفت: شما چه مى‏گویید؟ گفت: ما اصل و فرع حرفمان این است که در این دنیا صفا داشته باش.

فرمودند: من معنى صفا داشته باش را نمى‏ فهمم، گفت: شیخ! تو عالمى، این همه درس خواندى، نمى‏دانى؟

فرمود: نه، من زبان شما را که نمى‏ فهمم، من زبان طلبه ‏ها را مى‏ فهمم، صفا داشته باش یعنى چه؟

گفت: یعنى نمک کسى را چشیدى، نمک‏دان را نشکن.
گفت: عجب! بعد به آن لات گفت: چند ساله هستى؟ گفت: به سن و سالم چکار دارى؟ گفت: شصت سال.
فرمود: در این شصت سال تا حالا نمک خدا را خوردى؟

آن لات سرش را پایین آورد، نمک خدا؟ ما که از رحم مادر نمک خدا را خوردیم، نکند الان یقه ما را بگیرد و بگوید نمک‏دان را شکستى؟ ما که شصت سال است نمکدان را شکسته‏ ایم.

بلند شد، مرحوم مجلسى فرمود: کجا مى‏ روى؟ بلند بلند گریه کرد و رفت.
صاحبخانه دوید و گفت: آقا! شام، گفت: سیر شدم، چیزى نمى‏خواهم.
برگشت و گفت: آقا! چکارش کردى؟ علامه فرمود: معالجه شد، آشتى کرد.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Antoinette
جمعه 17 آذر 1396 03:30 ق.ظ
Heya i am for the primary time here. I found this board
and I in finding It truly helpful & it helped me out much.
I'm hoping to present one thing again and help
others like you aided me.
conleyxkmvnaopnl.jimdo.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 09:24 ب.ظ
Paragraph writing is also a fun, if you be acquainted with then you can write
otherwise it is complicated to write.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 11:51 ب.ظ
Hello there! I know this is kinda off topic but I was wondering which blog platform are you using for this site?
I'm getting sick and tired of Wordpress because I've had problems with hackers and I'm looking at alternatives
for another platform. I would be great if you could point me in the direction of a good platform.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر