تبلیغات
Create your flash banner online in 5 step هزاران گنج - شکاف اجتماعی و انحطاط در جامعه آمریکا

رفتار شایسته،میانه روی و نیک دیداری

شکاف اجتماعی و انحطاط در جامعه آمریکا

نویسنده :حسین رحمتی
تاریخ:دوشنبه 6 بهمن 1393-12:35 ب.ظ

 

مقدمه

  کشور ایالات متحده آمریکا شامل 52 ایالت، با مساحتی بالغ بر 9میلیون کیلومتر مربع که پایتخت آن واشنگتن می باشد. طبق سرشماری 1999 جمعیت این کشور بالغ بر 813/690/272  نفر بوده است. جمعیت آمریکا آمیزه ای غریب از گروه های نژادی، قومی و مذهبی مختلف است. در مورد ریشه قومی ساکنان آمریکا باید گفت که 30% از مردم آمریکا، انگلیسی وایرلندی، 8% آلمانی، 5% ایتالیایی، 3% اسکاندیناویایی و2% آسیایی هستند. ازنظر مذهبی 23% مردم کاتولیک، 11% بابتسیت، 6% متدویست و2% یهودی می باشند.

  کریستف کلمب و قاره آمریکا

کشف قاره آمریکا در قرن پانزدهم میلادی توسط کریستف کلمب و بر اساس احتیاجات اقتصادی      دولت های اسپانیا وپرتقال انجام گرفت. آمریکا بر خلاف قاره آسیا که دارای گروه های جمعیتی مشخص وپرجمعیت است، قاره ای مهاجر نشین میباشد. ساکنان واقعی آمریکا سرخپوستان هستند که در حال حاضر در اقلیت کامل بسر می برند وتعدادشان درسراسر آمریکا حدود یک میلیون نفر می باشد.

تقریباً تمامی ساکنان این قاره مسیحی هستند که در میان مذاهب سه گانه دین مسیحیت، تعداد پیروان کاتولیک نسبت به مذاهب دیگر بیشترند. زیرا اولین کشوری که به آمریکا دسترسی پیدا کرد اسپانیا بود که مردم ان از پیروان متعصب مذهب کاتولیک بودند. البته ادیان دیگری مثل اسلام ویهودیت به صورت اقلیت در این کشور دیده می شود.[1]

مهاجران اولیه آمریکا که پدران آمریکا نامیده می شدند، دزدان، غارتگران و وحشیان اروپایی بودند که برای پیدا کردن طلا، نقره و به آمریکا هجوم آورده بودند. طبق کتب تاریخی آمریکا، انگلستان نه تنها گدایان سمج خود را به سمت آمریکا روانه کرد، بلکه جنایتکاران را نیز از زندان آزاد کرد وبه آمریکا منتقل نمود.

این افراد جنایات وحشتناکی را درحق سرخپوستان ـ ساکنان واقعی واصلی آمریکا ـ روا داشتند. آن ها حتی سینه زنان سرخ پوست را می بریدند و از آن کیسه تنباکو درست می کردند.[2]

مهاجرانی که از کشورهای متعدد به سرزمین جدید ـ آمریکا ـ قدم نهاده بودند، درمناطق مختلف استقرار پیدا کردند، به طوری که در این کشور سه مستعمره توسط انگلیسی ها ایجاد شد. لیکن تمام مستعمرات       تحت الحمایه وسیطره انگلیس بودند و دربار انگلیس برتمام امورمستعمرات نظارت وکنترل داشت، فلذا این امر یکی از چالش های مهم بین مهاجران و دربار انگلیس بود.

آغاز حکومت آزاد

در سال 1619، انگلیسی های ساکن ویرجینیا توانستند از پادشاه انگلستان فرمانی دریافت کنند که بتوانند برای اداره امور خود به وضع قوانین ومقررات خاص بپردازند. آن گاه تعدادی را ازبین خود انتخاب کردند و این عده منتخب را شورای قانونگذاری نامیدند وبه این ترتیب مقدمه حکومت ازاد را در آمریکا بنیان نهادند.

از سوی دیگر درسرزمین جدید بین انگلستان از یک طرف وفرانسه، هلند، اسپانیاو بومیان از طرف دیگر  زد وخوردها و جنگ های فراوانی واقع شد.جنگ بین انگلیسی ها وفرانسویان هفت سال به طول انجامید وسرانجام به موجب عهدنامه پاریس که درسال 1763 منعقد گردید، تسلط انگلستان برآن سرزمین مسلم گشت.

جنگ هفت ساله هزینه های هنگفتی را بر انگلیس تحمیل کرد که برای جبران آن دولتمردان تصمیم گرفتند، بوسیله مستعمرات در سرزمین آمریکا هزینه ها را تامین کنند.

واقعه بوستون

به دنبال وضع قوانین و مقررات ناعادلانه که طبعاً ساکنین سرزمین جدید را با مشکل مواجه می ساخت و  آن ها را از بسیاری منافع محروم می کرد وتمام سودها را به جزیره انگلستان گسیل می داشت، مخالفت هایی آغاز شد، دربار انگلیس نیز جهت اعمال قدرت وسیاست های خود با اعزام نیروهای نظامی بیشتر به منطقه سعی در کنترل اوضاع داشت، لیکن روند مخالفت ها ومبارزات روبه گسترش بود. تا این که، در جریان درگیری که در شهر((بوستون))بین مردم و نیروهای نظامی صورت گرفت، سربازان به سوی مردم تیراندازی کردند که این تیراندازی منجر به کشته شدن تعدادی از مردم این شهرشد. کشته شدن این افراد را مردم مستعمرات،         ((قتل عام بوستون)) نامیدند. بروز این واقعه، قوانین محدود کننده تجارت، گرفتن مالیات و باعث شد که مخالفت های درونی و پراکنده به عکس العمل های جمعی وعلنی تبدیل شده ودرنهایت به شورش وعصیان علیه کشور مادر(انگلستان) منجر شود.

ابتداء به پیشنهاد یک قاضی، کنگره ای مرکب از27 نفرنماینده از9منطقه کوچ نشین دراکتبر1765 در شهر نیویورک تشکیل گردید. دراین کنگره طی نوشته ای خواسته های خود را ازپادشاه ومجلس انگلستان درخواست کردند. به دنبال این حرکت درپنجم سپتامبر1774 نخستین کنگره عمومی، مرکب ازنمایندگان کلیه مستعمرات در فیلادلفیا تشکیل گردید. این کنگره طی قطعنامه ای وضع مالیات و را ازحقوق مسلم هیات های قانون گذاری خود دانست وطی نامه ای به پادشاه انگلیس ضمن درخواست لغو قوانین غیرقابل تحمل، هرگونه دادوستد را با انگلستان تا لغوقوانین ظالمانه، تحریم نمودند. پادشاه انگلیس از پذیرفتن نامه کنگره امتناع ورزید ومجلس هم به آن ترتیب اثری نداد. درنتیجه اهالی شهرهای آمریکا به پیشنهاد رهبران خود اسلحه ومهمات فراهم ساختند وآماده جنگ شدند.[3] درمقابل، با دستور جرج سوم پادشاه انگلستان، حمله به بوستون آغازشد و مهاجرنشینان نیز به دفاع ازخود پرداختند.

 

درحین جنگ((بنجامین فرانکلین)) به فرانسه رفت وآن کشور را برای حمایت از مستعمره نشینان ترغیب کرد. ((جرج واشنگتن))با کمک سپاهیان فرانسه قسمت عمده ای از قوای انگلستان را مجبوربه تسلیم کرد. فرانسویان هم درآب های اطراف هندوستان نیروی دریایی انگلستان را شکست دادند و دولت انگلیس ناگزیربه تقاضای صلح شد.[4]

جنگ و اعلام استقلال

در آغاز شورش، مردم آمریکا داعیه استقلال نداشتند و فقط لغومالیات ها، اخراج نظامیان و. ودرنهایت یک خودمختاری داخلی را خواستار بودند. ولی به دلیل جنگ های خونین، شکایات مردم و... کنگره هیاتی از مردان بزرگ آمریکا را برای تهیه اعلامیه استقلال مامور کرد. اعلامیه به قلم تامس جفرسون و به کمک فرانکلین وآدامز انشاء شد. پس از آن کلیه اعضای هیات، اعلامیه را از هرحیث آماده ساختند و آن را به کنگره تقدیم نمودند. پس از بحث و مشاوره طولانی روز چهارم ژوئیه 1776 به تصویب نهایی کنگره رسید وپس ازآن علامت ستاره وخط را برای پرچم ملی اختیار کردند. هر ستاره علامت یک ایالت جزء بود. آن روز پرچم آمریکا سیزده ستاره داشت، ولی امروز 52 ستاره دارد.[5]

پس از اعلام استقلال، کمیته ای مامور انشاء قانون اساسی دولت فدرال آمریکا شد. پس از نوشتن، سرانجام در سال 1791 قانون اساسی قدرت اجرایی یافت.[6]

پس از تصویب قانون اساسی واجرایی شدن قدرت ملی انتخاباتی، ((جرج واشنگتن)) به عنوان اولین  رییس جمهور انتخاب شد. پس از آن کشور آمریکا با انعقاد قرارداد، خرید ایالات، تصرف با زور، جنگ و... گسترش پیدا کرد که تا به امروز 51 ایالت این کشور را تشکیل می دهند.[7]

 

عوامل انسجام جامعه ناهمگون

همانگونه که در صفحات قبل بیان شد، جامعه آمریکا یک کشور ناهمگون با اختلافات متعدد در زمینه های مختلف است، لیکن آنچه باعث شده که افراد نامتجانس بتوانند با هم ودر کنار یکدیگر زندگی کنند، چیزی نیست جز ابزاری که سیاستمداران آمریکا با بکارگیری از آنها کشور آمریکا را انسجام داده اند. تبلیغات یکی از ابزار بسیار کارآمد در این زمینه می باشد. طبق گزارش منابع داخلی آمریکا درسال 2001، در این کشور بیش از 1450 عنوان روزنامه چاپ می گشت که از این تعداد صد روزنامه با شمارگانی بالای صدهزار نسخه به چاپ می رسیدند و ازبین این صد روزنامه، دو روزنامه با شمارگانی  روزانه بیش از 5/1 میلیون نسخه، دو روزنامه با شمارگانی بیش از یک میلیون نسخه و ... درآمریکا به چاپ رسیده است.[8] همچنین مجلاتی که بعضاً شمارگان آن ها بین پنج تا دوازده میلیون به چاپ می رسد.

در آمریکا امروزه بیش از 10716 ایستگاه رادیویی وجود دارد، که بخش اعظم آن مربوط به موسسات انتفاعی است. در آمریکا 2/98 درصد کل خانواده ها حداقل یک دستگاه گیرنده تلویزیونی دارند، همچنین استفاده از ماهواره، اینترنت و جزء برنامه های زندگی این کشور محسوب می شود که البته آثار زیانبار استفاده بی حد وحصر روز به روز نمایان است. 

یکی دیگر ازعوامل انسجام اجتماعی درجامعه ناهمگون آمریکا، فرهنگ آمریکایی می باشد. درمدت دوقرن از پیدایش ایالات متحده آمریکا، جمعیتی که از ابتدا چند قومی بود، به مراتب چند قومی ترشد.مساحت سرزمین ازراه جنگ و خرید والحاق بیشترشد وبه وسعت سرزمین اولیه افزوده شد. امّا منبع اصلی، گوناگونی و همچنین تداوم جریان ورود گسترده مهاجران به آن می باشد. فرهنگ پذیری(یا به عبارتی ذوب شدن درفرهنگ آمریکایی)این مردمان موجب       پدید آمدن یکی دیگر از عناصر فرهنگ وهویت ویژه آمریکایی شده است.[9] عوامل دیگری همچون رفاه، خدمات، مشارکت سیاسی و توانسته اند در انسجام بخشی این جامعه موثر باشند. اما با نگرش دقیق متوجه می شویم که این انسجام از استحکام چندان بالایی برخوردار نیست.

نیروهای گریز از مرکز

جامعه آمریکا، جامعه ای است غیربومی که اکثریت جمعیت آن را مهاجرین، اروپاییان وتبعیدی ها تشکیل می دهند. نتیجه این تجمع ومهاجرت، باعث بوجود آمدن گروه ها وتشکل هایی است که بعضاً با نظام حکومتی ایالات متحده مخالفت می کنند. همچنین گروه ها و افراد دیگری نیز هستند که به دلیل خسارات روحی، روانی، مالی و ...که از ناحیه دولتمردان دیده اند، با انگیزه انتقام گیری یا ضدیت باروش ها و اقدامات آن ها با حکومت مرکزی درتعارض هستند و   درعمل نظام آمریکا را به چالش کشانده اند.

    1ـ گروه های معارض    

  زمانی که ساختمان ده طبقه فرمانداری ایالت اوکلاهما در تاریخ 31 فروردین 1374، دریک عملیات    بمب گذاری فرو ریخت وبیش از 200 نفر آمریکایی کشته شدند، رادیو بی بی سی از وجود 300 گروه مسلح مخالف دولت آمریکا درداخل این کشور سخن به میان آورد. گروه دوازده نفره شبه نظامیان میشیکان که عامل انفجار بودند،    یکی از آن 300 گروه می باشد. 

   گروههای فعال صهیونیستی

بر اساس آمار غیررسمی، نهصد سازمان صهیونیستی درآمریکا فعال هستند. لابی های صهیونیستی درآمریکا جهت تحت سیطره درآوردن نامزدهای ریاست جمهوری بهترین آن ها را انتخاب می کنند وسپس برنامه های آینده خود را دراختیار آن ها قرارمی دهند وبا اعمال نفوذ درانتخاب، زمینه های پیروزیشان را فراهم می آورند.[10]                

این گروه ها که بسیارقدرتمند هستند، به دلیل نفوذی که درجلب آرای مردم دارند وکمک مالی که به نامزدهای انتخاباتی می کنند، طبیعتاً تاثیر زیادی درسیاست داخلی وخارجیآمریکا دارند. همچنین بیشترشرکت های چندملیتی به نحوی تحت حاکمیت، سلطه ونفوذ صهیونیست ها هستند.[11]

 

 

از تاریخ‌ هشتم‌ دسامبر 1941 که‌ آمریکا با حمله‌ به‌ ژاپن‌ رسماً وارد جنگ ‌جهانی‌ دوم‌ شد تا حوادث‌ یازدهم‌ سپتامبر 2001 حملات‌ انتحاری‌ متعددی‌ علیه‌ آمریکا صورت‌ گرفته‌ است‌، حملاتی‌ که‌ غالباً یا ناراضیان‌ آمریکایی‌ مولد آن‌ بوده‌اند و یا رفتار دولتمردان‌ آمریکایی‌ سبب‌ شکل‌گیری‌ چنین‌ حملات‌ انتقام ‌جویانه‌ای‌ بوده ‌است‌. شکل‌گیری‌ این‌ گروه‌ها حاصل‌ سیاست‌های‌ غلط‌ و جنگ‌ افروزی‌ دولتمردان ‌آمریکا بوده‌ است‌. پیروان‌ و طرفداران‌ سیصد گروه‌ معارض‌ آمریکایی‌، تعداد دو میلیون‌ نفر مسلح‌ هستند که‌ در تخصص‌های‌ مختلف‌ مهارت‌های‌ خاصی‌ دارند. بنا به‌ اظهار نظر استراتژیست‌های‌ آمریکا، حرکت هشت هواپیما با هم‌ در یک‌ ساعت‌ خاص‌ با مهارت‌ ویژه ‌از کریدور ساختمان‌های‌ گوناگون‌ واشنگتن‌ و نیویورک‌ و انتخاب‌ مناطق‌ حساس‌ مثل ‌ساختمان‌های‌ تجارت‌ جهانی‌، پنتاگون‌، کاخ‌ سفید و... کاری‌ بسیار پیچیده‌ با برنامه‌ریزی‌ چندین‌ ساله‌ است و باید از مهارت‌ و تخصص بالای‌ خلبانی‌ و مهندسی‌ پرواز برخوردار باشد تا بتواند این‌ سازماندهی‌ و عملیات‌ را انجام‌ دهد.[12]

ازجمله‌ گروه‌های‌ معارض‌ در داخل‌ آمریکا را می‌توان‌ به‌ شرح‌ زیر نام‌ برد:

کله‌ پوستی‌ها، میلیشای‌ میشیگان‌، شبه‌ نظامیان‌ افعی‌، جوان‌مردان‌ مسیحی‌، چریکهای‌ آزاد، شبه‌ نظامیان‌ کوهستان‌، گروه‌های‌ شبه‌ نظامیان‌ ضد صهیونیزم‌، نئونازی‌ها، گروه‌ پسران‌ اختلاف‌ پروتستان‌، ائتلاف‌ کاتولیک‌، سربازان‌ خداوند، انجمن ‌ملی‌ برای‌ پیشرفت‌ مردم‌ رنگین‌ پوست‌، انجمن‌ زنان‌ مسیحی‌، اقدام‌ صلح‌، انجمن‌ ملی ‌اسلحه‌، کنگره‌ ملی‌ آلمانی‌ تبارهای‌ آمریکا، انجمن‌ ملی‌ نیروهای‌ رزمی‌ همجنس‌ باز، الکلی‌های‌ بی‌ نام‌، انجمن‌ امور سرخ‌ پوستان‌، اتحادیه‌ آزادی‌ مدنی‌، کهنه‌ سربازان ‌جنگ‌های‌ خارجی‌، کهنه‌ سربازان‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌، کره‌ و ویتنام، انجمن‌ طرفدار دموکراسی‌ صنعتی‌، حزب‌ کمونیست‌ ایالات‌ متحده‌ (اغلب‌ اعضای‌ این‌ حزب‌ را سیاه­‌پوستان‌ جهت‌ کسب‌ حقوق‌ مدنی‌ خود تشکیل‌ داده‌اند)، نهضت‌ دفاع‌ از صلح‌، چپ ‌نوین‌، حزب‌ مترقی‌ کارگری‌ متمایل‌ به‌ چین‌، اتحاد سوسیالیست‌های‌ جوان‌، اسپارتایست‌ها، کمیته‌ آمریکایی‌ بین‌ الملل‌ چهارم‌، حزب‌ تروتسکیستی‌ سوسیالیست ‌کارگران‌، هیپی‌ها، ییمپی‌ها، حزب‌ بین‌ المللی‌ جوانان‌، دانشجویان‌ طرفدار جامعه ‌دموکراتیک‌، انجمن‌ صنعتگران‌ آمریکا، سازمان‌ کارگری‌، جمعیت‌ هواداران‌ پیشرفت ‌سیاهان‌، گروه‌های‌ ملیت‌گرا، نهضت‌های‌ جدایی‌ طلب‌، انجمن‌های‌  برابری‌ سیاهان ‌آمریکا، جامعه‌ جوانان‌ کمونیست‌، کمیته‌ هماهنگی‌ عدم‌ خشونت‌ دانشجویان‌(RMBB)  و... این‌ گروه‌‌ها جهت‌ دگرگون‌ کردن‌ جامعه‌ آمریکا بر پایه‌ به‌ اصطلاح‌ دموکراسی‌ همگانی‌، نظریه‌ای‌ کلی‌ دارند و بطور کلی با سیاست‌ها و برنامه‌ها دولت آمریکا در تعارض فکری، عقیدتی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هستند.

نحوه‌ برخورد دولت‌ با گروه­های‌ معارض

دولت­مردان‌ حاکم‌ در جامعه‌ آمریکا در خصوص‌ برخورد با گروه­های‌ فعّال سیاسی‌ به‌ چند شیوه‌ عمل‌ می‌کنند. با برخی‌ از گروه­هایی‌ که‌ از پایگاه‌ اجتماعی‌ بالایی‌ برخوردار بوده‌ و می‌توانند نظام‌ سیاسی‌ آمریکا را با مشکل‌ مواجه‌ سازند همانند انجمن‌های‌ دموکراتیک‌ و دانشجویان‌ با خشونت‌ تمام‌ آنها را سرکوب‌ می‌کنند. با تعدادی‌ از گروه‌های‌ فرقه‌ای‌ مثل‌ «دیویدیان‌» برخورد حذفی‌ می‌کنند.[13]

با بعضی‌ از گروه‌ها مثل‌ تشکّل‌های‌ مسلمانان‌ با آزار و اذیت‌ و تحقیر برخورد می‌کنند هم چنین با نفوذ در برخی‌ تشکّل‌ها‌ بخصوص‌ کارگری‌ ـ موجبات‌ ایجاد تفرقه‌ بین‌ آنها، تزلزل‌ در اهداف‌ و تغییر مسیر آنها را فراهم‌ می‌کنند و با تعدادی‌ از گروه‌ها و تشکّل‌هایی‌ که‌ ازقدرت‌ و نفوذ ویژه‌ای‌ برخوردار بوده‌ و هستند در صدد برآوردن‌ نظرات‌ و دیدگاه‌های‌ آنها می‌شوند.

  برخورد با شخصیت‌های‌ مطرح‌

دولت آمریکا با هر کس که در مقام اعتراض و مخالفت با سیاست‌های فزون‌خواهی آن قرار گیرد به شدت برخورد می‌کند و از هر شیوه و حتی حذف فیزیکی آن درنگ نمی‌کند. حال این فرد می‌خواهد روشن­فکر و تحصیل­کرده و یا از صاحب­منصبان پیشین و مخالفان اهداف و برنامه‌های فعلی و یا هر کس دیگری که باشد از دم تیغ و برخورد حاکمان در امان نیست. مثلا مارتین‌ لوتر کینگ‌ که از رهبر آزادی­خواهان‌ مخالف‌ جنگ‌ ویتنام‌ بود. طی‌ یک‌ سخنرانی‌ که ‌در شهر واشنگتن‌دی­سی‌ در خصوص‌ مخالفت‌ خود و هم فکرانش‌ ایراد کرد، دولت ‌آمریکا را بر آن‌ داشت‌ که‌ وی‌ را از سر راه‌ بردارند. در تاریخ‌ چهارم‌ آوریل‌ 1968مارتین‌ لوتر کینگ‌ به‌ طرز بسیار ماهرانه‌ و مشکوک‌ به‌ قتل‌ رسید. دولت­مردان‌ وقت‌ برای ‌این که‌ خود را از اعتراض‌ گسترده‌ سیاه‌پوستان‌ طرفدار مارتین‌ لوتر در امان‌ نگه‌ دارند طی‌ یک‌ برنامه‌ از قبل‌ طراحی‌ شده‌، فرد بی‌گناهی‌ به‌ نام‌ «جیمز ارل‌ ری‌» را دستگیر نمودند و با انجام‌ مراحل‌ فرمایشی‌ و صوری‌ محاکمه‌ وی‌ را مجرم اعلام‌ نمودند. جمیز تا آخرین‌ لحظات‌ عمر خود اظهار می‌داشت‌ که‌ بی‌‌گناه‌ است‌ و او مرتکب‌ چنین‌ جنایتی ‌نشده و حتی‌ پسر مارتین‌ لوتر اظهار داشته‌ که‌ جیمز در قتل‌ پدرش‌ هیچ‌گونه‌ نقشی‌ نداشته ‌است‌.[14]

برخورد با گروه‌های‌ مذهبی‌ و فرهنگی‌

یکی‌ از شیوه‌های‌ برخورد حاکمان‌ رژیم‌ ایالات‌ متحده‌ با گروه‌ها و تشکّل‌های ‌فرهنگی‌ مذهبی‌ بر چسب‌ زدن‌ اتهام‌ تروریستی‌ به‌ اعضای‌ آن‌ گروه‌ است‌. از جمله‌ گروه‌های‌ مذهبی‌ و فرهنگی‌ فعّال در جامعه‌ آمریکا گروه‌ «نهضت‌ ملت‌ اسلام‌» است‌. این‌ گروه‌ که‌ طرفداران‌ زیادی‌ بین‌ سیاه‌ پوستان‌ مسلمان‌ آمریکا دارد می‌تواند به‌ عنوان ‌یک‌ تشکّل‌ منسجم‌ و دارای‌ سازمان‌ برای‌ دولت­مردان‌ چالش‌انگیز باشد.

 بحران‌ استقلال‌ طلبی‌ ایالت‌ها

همان‌ گونه‌ که‌ در مباحث‌ گذشته‌ مطرح‌ شد ساکنین‌ سرزمین‌ آمریکا همان ‌مهاجرانی‌ هستند که‌ از کشورهای‌ مختلف‌ با اهداف‌ و آرمان­های‌ متفاوت‌ پا به‌ عرصة جدیدی‌ نهاده‌اند که‌ هر کدام‌ دارای‌ ایده‌ها و تفکرات‌ متفاوت‌ هستند و بعضاً ایده­های متعارضی‌ با هم ‌دارند. کشور ایالات‌ متحده‌ آمریکا همان‌ طور که‌ روی‌ پرچم‌ آن‌ 52 ستاره ‌منقوش‌ است‌ 52 ایالت‌ دارد. هر کدام‌ از این‌ ایالت‌ها خواسته‌ها و گرایش‌های‌خاص‌ خود را دارند که‌ در علوم‌ سیاسی‌، «بالکانیزه‌» تعبیر می‌شود. هر قوم‌ و نژادی‌ ساز جدایی‌ و استقلال‌طلبی‌ را می‌زند. ایالت‌ کالیفرنیا حدود سی‌ میلیون‌ نفر جمعیت‌ دارد و به‌ قول‌ خودشان‌ با شخصیت‌ترین‌ و ثروتمندترین‌ ایالت‌ مردم آمریکا هستند. کالیفرنیایی‌ها معتقدند که‌ ما چرا باید عقب‌ ماندگی‌ ایالت‌ نبرسکا که‌ اهالی‌ آن‌ تماماً کشت‌ و زرع‌ می‌کنند را به‌ دوش‌ بکشیم‌.

ایالت‌ کبک‌ هم‌ که‌ ساکنان‌ آن‌ را اغلب‌ فرانسویان‌ تشکیل می‌دهد در حال‌ جدا شدن‌ هستند .به‌ عبارتی‌ هر ایالتی‌ بنا به‌ دلایل‌ مختلف‌ از جمله‌ فرقه‌ای‌، امکانات‌ و منابع‌ مادی‌، ثروت‌، فرهنگ‌ و... ساز جدایی‌ و استقلال‌طلبی‌ می‌زند و احساس‌ می‌شود همان‌ گونه ‌که‌ پانزده‌ کشور از شوروی‌ سابق‌ مستقل‌ شدند، به‌ بهانه‌هایی‌ جامعه‌ آمریکا استعداد آن‌ را دارد که‌ به‌ 52 کشور تبدیل‌ شود. آنچه‌ که‌ اخیراً در باره‌ جهان ‌پس‌ از آمریکا در دنیا شنیده‌ می‌شود در راستای‌ همین‌ قضیه‌ است‌. مثل‌ کارخانه‌ای‌ که ‌ورشکست‌ می‌شود یکی‌ ساختمانش‌ را می‌خرد، دیگری‌ کارکنانش‌ را استخدام‌ می‌کند و سومی‌ دستگاه‌هایش‌ را که‌ حراج‌ شده‌ تهیه‌ می‌کند. آمریکا در حال‌ حرکت‌ به‌ چنین ‌وضعیتی‌ می‌باشد.

همه‌ مراکز مطالعات‌ استراتژیک‌ دنیا توانشان‌ را گذاشته‌‌اند که‌ هر طوری‌ که شده‌ هر کسی‌ سهم‌ خود را از فروپاشی‌ آمریکا بردارد. چین‌ دنبال‌ این‌ است‌ که‌ پنج ـ شش درصد خلاء قدرت‌ ناشی از فرسایش آمریکا را پر کند. اتحادیه‌ اروپا آماده‌ می‌شود حدود سی و سه درصد خلاء را پر کند. روس‌ها، ژاپنی‌ها‌، افریقایی‌ها و... نیز به‌ دنبال‌ کسب‌ سهم‌ خود هستند. گروه‌های‌ افراطی‌ فعّال در درون ‌ایالت‌های‌ آمریکا وجود دارند که‌ حرکت‌های‌ جدایی‌طلبی‌ انجام‌ می‌دهند. به عنوان مثال می­توان از ‌نمونه انفجار عظیم‌ اُکلاهماسیتی‌ یاد کرد. در صورت‌ بروز مشکلات‌ جدّی‌ داخلی‌ در آمریکا و ایجاد انشقاق‌ در ایالت‌ها، شهرهای‌ سانفرانسیسکو و لس‌ آنجلس‌ ـ از ایالت ‌کالیفرنیا ـ که‌ بیش‌ از 000/200/1 ایرانی‌ در شهرهای مذکور زندگی می‌کنند و به عنوان‌ یک‌ اقلیت ‌بسیار بزرگ‌ مطرح‌ هستند؛ که نزدیک‌ به‌ 23 میلیارد دلار از مجموع‌ 640 میلیارد دلار ثروت‌ ایرانی‌های‌ خارج‌ از کشور را در اختیار دارند. و لذا آمریکایی‌ها معتقدند لبنان‌ از لحاظ‌ سیاسی، ایران‌ دوم‌ است‌‌ و کالیفرنیا از لحاظ‌ اقتصادی‌، ایران‌ سوم‌ است‌. به همین ترتیب سایر ایالت‌ها نیز هر کدام‌ به ‌طریقی‌ در آستانه‌ جدا شدن‌ از مرکز هستند.[15]

شکاف های اجتماعی(بررسی مفهوم شکاف)

شکاف‌های‌ اجتماعی‌ در جوامع‌ مدرن‌ ناشی‌ از تحول‌ در نظام‌ تقسیم‌ کار اجتماعی‌، نظام‌ اقتصادی‌، نظام‌ اجتماعی‌ و نظام‌ فرهنگی‌ می‌باشد، به‌ علاوه‌ با گذار از سرمایه‌داری‌ تجاری‌ به‌ سرمایه‌داری‌ صنعتی‌ و مالی‌ نوع‌ شکاف‌ها و صف‌بندی ‌نیروهایی‌ که‌ بر پایه‌ آن‌ها تشکیل‌ می‌گردند متحول‌ می‌شود. در جوامع‌ صنعتی‌ پیشرفته همانند آمریکا بجز شکاف‌های‌ عمده‌ طبقاتی‌، شکاف‌های‌ درون‌ طبقاتی‌ نیز پیدا می‌شوند و اغلب‌ در کوتاه‌ مدت‌ تأثیر بیشتری‌ بر روی‌ ساخت‌ و سیاست­گذاری‌ دولت‌ می‌گذارند.

معمولاً در جوامع‌ به‌ حکم‌ عواملی‌ مانند تبار، حسب‌ و نسب‌، جنسیت ‌و غیره‌ چندین‌ شکاف‌ وجود دارد.

عوامل ایجاد کننده شکاف در جامعه آمریکا

نظام اقتصادی

نظام اقتصادی آمریکا تا حد بسیاری در رابطه با پیشینه تاریخی آن کشور شکل گرفته است .مهاجرین نخستین که همگی در جستجوی قدرت ، ثروت و رفاه به سرزمین جدید گام نهاده بودنذ، با تکیه بر اصول لیبرالیسم (عملکرد عقلائی ، سکولاریزم ، آزادی اندیشه و بیان ، آزادی فعالیت های اقتصادی و ... )توانستند پس از یک قرن ، تولیدات خود را تا حذ قابل ملاحظه ای بالا ببرند .آنها از دولت خواستند که ملاحظات خود را در امر اقتصاد و بازرگانی به حد اقل برساند .

عمل کردن بر این اساس ، باعث شد که بخش اندکی از جمعیت ، میزان عظیمی از در آمدها

نظام آموزشی

در جامعه‌ آمریکا افرادی‌ که‌ خانواده‌ آنها از ثروت‌ بیشتری‌ برخوردار هستند، خیلی‌ راحت‌ می‌توانند وارد بهترین‌ مراکز آموزشی‌ و علمی‌ شوند. از نظر آداب‌ و رسوم‌ هر نوجوانی‌ که‌ در این‌ طبقه‌ به‌ دنیا می‌آید به‌ شیوه‌ای‌ ویژه‌، روند جامعه‌ پذیری ‌را می‌پیماید. این‌ بدین‌ معنی‌ است‌ که‌ وی‌ به‌ کانون‌های‌ آموزشی‌ خصوصی‌ فرستاده ‌می‌شود که‌ هم­شاگردان‌ او نیز از همان‌ طبقه‌ برخاسته‌اند. آموزشی‌ که‌ وی‌ می‌بیند درخور طبقه‌ اوست‌ و ارزش‌ها و آرمان‌های‌ طبقه‌ او را پرورش‌ می‌دهد و به‌ او می‌آموزد.

فارغ‌التحصیل‌ این‌ کانون‌های‌ آموزشی‌ از منزلت‌ اجتماعی‌ ویژه‌ای‌ که‌ احترام‌ همه‌ را برمی‌انگیزد، برخوردار می‌باشد. بدون‌ تردید اینان‌ توانایی‌ پذیرفته‌ شدن‌ در دانشگاه­های‌ معتبر همچون‌ هاروارد و... را دارند و بعد از آن‌ نیز از نیروی‌ آنان‌ جهت‌ پیشبرد هدف‌های‌ اقتصادی‌ و سیاسی‌ خانواده‌های‌ خود استفاده‌ می‌شود. بسیاری‌ از اینان‌ در بخش‌های‌ اقتصادی‌ و سیاسی‌ صاحب‌ مقام‌ می‌شوند و در آن‌ چارچوب‌ بر تصمیم‌های‌ اقتصادی‌ و سیاسی‌، نه‌ تنها در کشور خود بلکه‌ در سایر کشورهای‌ جهان ‌نیز تأثیر مستقیم‌ دارند. نکته‌ جالب‌ این‌ است‌ که‌ اعضای‌ خانواده‌های‌ ثروتمند به‌ سبب‌ آمیزش‌ با هم­سالان‌ خود با یکدیگر از در دوستی‌ در آمده‌ و گاهی‌ هم‌ با یکدیگر ازدواج ‌می‌کنند. این‌ آمیزش­ها بر ژرفنای‌ رابطه‌های‌ میان‌ خانواده‌های‌ ثروتمند می‌افزایند و نیروی‌ مالی‌ آنها را نیز پر توانترکرده است و لذا سبب می شود ثروت در خانواده های خود آنها باقی بماندالبته سایر عواملی همچون ساختار اجتماعی ، اقوام و نزادها، توزیع نا برابر در آمدها ، نظام لیبرالیزم ، علم گرایی محض و... از جمله مسایلی هستند که در ایجاد و گسترش شکاف در این جامعه نقش دارند.(زهرا صباغیان و عذرا)

شاخص­های انحطاط و‌ شکاف‌ اجتماعی درآمریکا

ایالات‌ متحده‌ آمریکا، براساس‌ شهادت‌ واقعیت‌های‌ موجود و اعتراف کارشناسان و ‌شخصیت‌های‌ اقتصادی، اجتماعی، سیاسی‌، فرهنگی‌ و... به‌ شدت‌ گرفتار مشکلات‌ پیچیده‌ای‌ است‌ که‌ آینده‌ این‌ کشور را تیره‌ و تار نموده‌ است‌. با بررسی‌ همه‌ جانبه‌ واقعیت‌های‌ پیدا و پنهان ‌جامعه‌ آمریکا که‌ به‌ تعبیر رهبر بصیر و اندیشمند انقلاب‌ اسلامی‌ حضرت‌ آیت‌ الله العظمی‌ خامنه‌ای‌ «دچار بحران‌ شدید هویت‌ فرهنگی‌ و شخصیتی‌ بوده‌ و به‌ علت‌ از بین‌ رفتن‌پایه‌های‌ اخلاق‌ از درون‌ در حال‌ متلاشی‌ شدن‌ می‌باشد»[16] می‌توان‌ به‌ بیماری‌ تمدن ‌بیمار آمریکا پی‌ برد چرا که‌ «آمریکا آزمایشگاه‌ بارزی‌ از نزول‌ و انحطاط‌ جامعه‌ مدنی‌ ونهادهای‌ شناخته‌ شده‌ آن‌ در تمدن‌ غرب‌ می‌باشد».[17]

برخی‌ از تحلیل­گران‌ که‌ از نزدیک‌ ـ بخصوص‌ پس‌ از فروپاشی‌ نظام‌ کمونیستی ‌شوروی‌ سابق‌ ـ نظاره‌گر تحولات‌ درونی‌ ایالات‌ متحده‌ بوده‌اند بر این‌ اعتقادند که‌: از جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ تا امروز هیچ­وقت‌ مشکلات‌ اجتماعی‌، سیاسی‌، فرهنگی‌ و اقتصادی‌ آمریکا جدّی‌تر از حال‌ نبوده‌ است‌.[18] البته‌ آنانی‌ که‌ برای‌ اثبات‌ وجود ثبات‌ پایدار در جامعه‌ و نظام‌ سیاسی‌ ایالات‌ متحده‌ به ‌اقتدار نسبی‌ این‌ کشور در عرصه‌های‌ اقتصادی‌، نظامی‌ و پیشرفت‌های‌ تکنولوژیک ‌استناد می‌جویند، باید به‌ این‌ حقیقت‌ توجه‌ داشته‌ باشند که‌ افول‌ امپراتوری‌ها ناگهانی‌ و آنی‌ نیست‌ و قدرت‌های‌ بزرگ‌ در تاریخ‌ همیشه‌ به‌ آهستگی‌ سیر قهقرایی‌ خود را طی‌کرده‌اند و آمریکا نیز از این‌ قاعده‌ مستثنا‌ نیست‌.

بحران‌های‌ عظیم‌ و چالش‌های‌ خطرناک‌ و سقوط‌ فرهنگی‌، اخلاقی‌ و سیاسی ‌الگوی‌ جامعه‌ مدنی‌ غربی‌ و بخصوص‌ آمریکا و بهشت‌ مولود لیبرالیسم‌، شرایطی‌ را رقم‌ زده‌ است‌ که‌ افول‌ امپراتوری‌ آمریکا اکنون‌ مورد توجه‌ صاحب‌ نظران‌ و اندیشمندان‌ قرار گرفته است. امواج ویران‌ کننده‌ جنایت‌ و خشونت‌، تجاوز، اعتیاد، ابتذال ‌اخلاقی‌ و فروپاشی‌ نهاد خانواده‌ و حرص‌ و طمع‌ مادی‌، تنزل‌ اصول‌ معنوی‌، رشوه ‌خواری‌، فساد، فردگرایی‌، خودخواهی‌ و بالاتر از همه‌ عدم‌ وجود یک‌ مرکز و قدرت‌ معنوی‌، ایالات‌ متحده‌ را دچار بحران‌های‌ اجتماعی‌ و سیاسی‌ کرده‌ است‌.

تکنولوژی‌ پیشرفته‌، قدرت‌ عظیم‌ نظامی‌ و ثروت‌ فراوان‌ ایالات‌ متحده‌ هیچ‌ کدام ‌دوای‌ درد و بیماری‌ جامعه‌ کنونی‌ آمریکا نیست‌. البته‌ این‌ واقعیت‌ غیر قابل‌ انکاری ‌است‌ که‌ آمریکا ثروتمندترین‌ کشور دنیاست‌، اما آنچه‌ بدیهی‌ می‌نماید این‌ است‌ که ثروتمندترین‌ کشور دنیا به‌ لحاظ‌ گرفتار آمدن‌ در دام‌ فقر معنوی‌، امروز از غلبه‌ بر بحران‌های‌ عظیم‌ سیاسی‌، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ خود درمانده‌ است‌. افول ‌امپراتوری‌ آمریکا اکنون‌ سالها است‌ که‌ مورد توجه‌ صاحب‌ نظران‌ و اندیشمندان‌ قرار گرفته‌ و قرائن‌ متعدد حاکی‌ از آن‌ است‌ که‌ این‌ جمهوری‌ امپراتوری‌­ساز پس‌ از رسیدن‌ به‌ اوج‌ رو به‌ افول‌ می‌رود و برخی‌ از صاحب‌ نظران‌ برجسته‌ آمریکا با بیان‌ این ‌مطلب‌ که‌ «آمریکا در لحظه‌  مهمی‌ از تاریخ‌ قرار دارد» اعلام‌ می‌دارند که «امپراتوری‌ آمریکا درحال‌ سقوط‌ و فروپاشی‌ است‌.»[19] واقعیت‌های‌ جامعه‌ آمریکا موید این‌ مطلب‌ است‌ که‌ آثار انحطاط‌ در ایالات‌ متحده‌ در پنجاه‌ سال‌ اخیر (سالهای‌ 1912 ـ 1963) بیشتر از 137 سال‌ پیش‌ به‌ چشم‌ می‌خورد ونیز این‌ آثار در بیست‌ سال‌ گذشته‌ بیشتر از پنجاه‌ سال‌ پیش‌ بوده‌ است‌.[20] در ادامه به برخی از آثار و شاخص های انحطاط در جامعه آمریکا اشاره می کنیم.

بحران هویت

یکی از مشکلات عمده جامعه آمریکا به بحران هویت مربوط می‌شود. بسیاری از افرادی‌هایی که در آن کشور زندگی می‌کنند محیط پیرامونی خویش را گم کرده‌اند و چنین می‌پندارند که بی‌هدف هستند. نمی‌دانند از کجا آمده‌اند و چه‌کار می‌کنند و به کجا می‌خواهند بروند. نظام هنجاری و ارزشی آمریکا از افراد، ماشین مکانیکی ساخته است. درحقیقت انسان در جامعه آمریکا به یک ماشین پیشرفته تبدیل گشته است.چرا که روح و معنویّت از او در نادیده‌انگاشتن نیاز فطریش به خداپرستی و معنویت سلب گردیده است.

حتی مدافعان سرسخت لیبرالیسم ـ همانند فرانسیس فوکویاما، نویسنده مقاله آیا تاریخ به پایان رسیده ـ در گفتار خود خلأ روانی و پوچی معنوی را به‌عنوان ضعف اساسی و غیرقابل انکار ایدئولوژی لیبرالیسم آمریکایی مطرح می‌کنند.

بنجامین اسپاک، روان‌شناس معروف آمریکایی نیز با تحلیل وضعیت اجتماعی جامعه آمریکا این‌گونه نتیجه‌گیری می‌کند که: «جامعه ما به‌شدت از فقدان ارزش‌های معنوی رنج می‌‌برد.»[21]

خلأ روحی، روانی و معنوی همواره سرمنشأ ناهنجاری‌ها و آسیب‌های فراوانی در جوامع انسانی بوده است. اما آثار ویرانگر آن در کشور آمریکا محسوس‌تر و گسترده‌تر و مخرب‌تر می‌باشد. بنابراعلام مراکز دولتی مبنی بر این که هر روز بر شمار جوانانی که به‌دلیل نداشتن هویّت به بیماری­های عصبی مبتلا می‌شوند و عدم تعادل روحی پیدا می‌کنند و متعاقب آن به انواع مواد مخدر معتاد می‌شوند افزوده می‌شود.

 فقر، نابرابری‌ و فروپاشی‌ طبقه‌ متوسط‌

تحولات‌ اقتصادی‌ سال‌های‌ اخیر در آمریکا در جهت‌ تشدید فاصله‌ بین‌ اقشار غنی‌ و فقیر بوده‌ است‌. هم‌ اکنون‌ طبقه‌ متوسط‌ متأثر از این‌ تحولات‌ در حال‌ تضعیف‌ و تبدیل‌ شدن‌ به‌ طبقه‌ فقیر است‌. این‌ پدیده‌ از سوی‌ مسؤولان‌ و رسانه‌های‌ آمریکا جدّی ‌گرفته‌ نشده‌ است‌. رسانه‌های‌ جمعی‌ ایالات‌ متحده‌ کمتر در خصوص‌ پدیده‌ فروپاشی ‌و محو طبقه‌ متوسط‌ جامعه‌ صحبت‌ می‌کنند. ولی‌ واقعیت‌ این‌ است‌ که‌ جامعه‌ آمریکا به‌ سرعت‌ در حال‌ تبدیل‌ شدن‌ به‌ طبقه‌ فقیر است‌. زیرا گروهی که تعداد کمی‌ از مردم‌ را شامل می‌شوند با ثروت‌ باور نکردنی‌ بیشتر امکانات‌ کشور را در اختیار دارند؛ گروهی دیگر‌، طبقه‌ای‌ متوسط‌ از مردمی‌ معمولی‌ که‌ در اکثر موارد ساعت‌های ‌زیادی‌ را برای‌ حقوق‌ و مزایای‌ کمی‌ کار می‌کنند و گروه‌ سوم‌ که تعداد آن در حال‌ افزایش‌ است آمریکای‌هایی‌ هستند که‌ در فقر رقت‌باری‌ زندگی‌ می‌کنند و به‌ سوی‌ گرسنگی‌ و خیابان‌خوابی‌ پیش‌ می‌روند.

کمی‌ بیش‌ از پنج درصد مردم‌، بیش‌ از نصف‌ ثروت‌ را در اختیار داشته و در سال‌ 1998 آنها پنجاه و نه درصد از همه‌ ثروت‌ را در اختیار داشته­اند. به‌ عبارت‌ دیگر در سال‌1998 پنج‌ درصد مردم‌ ثروتی‌ بیش‌ از جمع‌ ثروت‌ نود و پنج درصد دیگر را داشتند. بیست درصد ثروتمندان‌ هشتاد درصد از کل‌ ثروت‌ را در اختیار داشته و در سال‌ 1998 همان‌ بیست درصد ثروتمندان، هشتاد و سه درصد از کل‌ ثروت‌ را داشتند.1



 بیکاری‌

از اواخر قرن‌ نوزدهم‌ به‌ بعد هدف‌ عمده‌ سیاست‌های‌ آمریکا در خصوص ‌مسایل‌ اقتصادی‌ جذب‌ سرمایه‌، گسترش‌ کارخانجات‌، تولید و صادرات‌ بوده‌ است‌. اما به ‌دلیل‌ بکارگیری‌ روش‌های‌ غلط‌ (تدوین‌ قوانین‌ به‌ نفع‌ ثروتمندان‌ و به‌ ضرر فقرا و طبقه‌ متوسط‌‌) توسط‌ مسؤولان‌‌ ایالات‌ متحده‌ آمریکا و هم چنین کاهش ‌سرمایه‌گذاری‌ در آمریکا و جذب‌ سرمایه‌گذاری‌ توسط‌ کشورهایی‌ مثل‌ چین‌، ژاپن‌ و... باعث‌ شده‌ که‌ تعدادی‌ از شرکت‌های‌ آمریکا با رکود اقتصادی‌، ورشکستگی‌ و اخراج ‌کارکنان‌ مواجه‌ شوند.

طی‌ شش‌ ماهه‌ اول‌ سال‌ 2001 و بر اساس به‌ گزارش‌ مؤسسه‌ سرمایه‌گذاری‌ «چلنجر» شرکت‌های‌ آمریکایی‌ 77 هزار نفر از کارکنان‌ خود را اخراج‌ کرده‌اند. مدیر شرکت‌ «گرای‌ وکریسما» می‌گوید: «این‌ اخراج‌ها تا هم‌اکنون‌ نسبت‌ به‌ سال‌ دو هزار، سه‌ برابر شده‌ است‌. واکنش‌ شرکت‌ها ساده‌ است‌. وقتی‌ سفارشات ‌رشد معکوس‌ داشته‌ باشد آنها نیز امکان‌ پرداخت‌ دست­مزدها را ندارند و ترجیح‌ می‌دهند، کارکنان‌ خود را اخراج‌ کنند».[22]

وقتی‌ اغنیا غنی‌تر می‌شوند و گرفتن‌ مالیات‌های‌ سنگین‌ از طرف‌ کاخ‌ سفید لغو می‌شود طبقه‌ متوسط‌ با معضلی‌ بنام‌ بیکاری‌ مواجه‌ می‌شود. بگونه­ای که میزان‌ بیکاری‌ در ژانویه ‌سال‌ 2003 به‌ بالاترین‌ حد خود در نه‌ سال‌ گذشته‌ یعنی‌ 4/6 درصد رسیده‌ است‌. امروزه‌ 4/9 میلیون‌ بیکار در جامعه‌ آمریکا وجود دارد یعنی سه‌ میلیون‌ نفر بیشتر‌ از زمانی‌ که ‌بوش‌ به‌ ریاست‌ جمهوری‌ رسیده‌ است‌. از مارس‌ 2001 تاکنون‌ بیش‌ از 7/2 میلیون ‌شغل‌ در بخش‌ خصوصی‌ از بین‌ رفته‌ است، که‌ شامل‌ دو میلیون‌ شغل‌ با درآمد مناسب ‌تولیدی‌ یعنی‌ ده درصد از مشاغل ‌تولیدی ‌بوده ‌است‌.11

 نوجوانان‌ و جوانان‌ آمریکا، قربانی‌ آسیب‌های‌ اجتماعی‌

خانواده‌های‌ آمریکایی‌ در حال‌ فروپاشی‌ و در معرض‌ آسیب‌های‌ بی‌‌سابقه ‌روانی‌ هستند و قربانی‌ این‌ وضعیت‌ نوجوانان‌ و جوانان‌ آمریکایی‌ می‌باشند. وضعیت ‌اقتصادی‌ که‌ ضرورت‌ کار کردن‌ والدین‌ در بیرون‌ از خانه‌ را ایجاب‌ کرده‌ است‌ از عوامل ‌عمده‌ این‌ معضل‌ به‌ شمار می‌رود.

امروزه‌ خانواده‌های‌ آمریکایی‌ تحت‌ تأثیر آسیب‌های‌ بی‌سابقه‌ روانی‌ هستند.در سال‌ 1960هفتاد درصد خانواده‌ها حداقل‌ با یکی‌ از والدین‌ خود زندگی‌ کردند.1ص27

آگاهان‌ به‌ امور اقتصادی‌ و سیاسی‌ و آموزش‌ آمریکا به‌ نقل‌ از «بوکانن‌» یکی‌ از متفکرین‌ آمریکایی‌ در کتابی‌ تحت‌ عنوان‌ «مرگ‌ غرب‌» گزارش ‌می‌کنند که بوکانن‌ با ارائه‌ منحنی‌ نشان‌ می‌دهد که‌ از سال‌ 1960 تا 2000 حدود هفتاد درصد پیشرفت‌ آموزش‌ بچه‌های‌ آمریکایی‌ کاهش‌ یافته‌ است‌.ص28

استفاده‌ از مواد مخدر، نوشیدن‌ مشروبات‌ الکلی‌، حاملگی‌ دختران‌ جوان‌، خودکشی‌، تجاوز، دزدی‌ و خشونت‌. البته‌ یک‌ مورد دیگر که‌ در سال‌های‌ اخیر به‌ موارد بالا افزوده‌ شده ‌و در اکثر‌ ایالت‌های‌ آمریکا به‌ عنوان‌ معضل‌ اجتماعی‌ مطرح‌ می‌باشد،‌ مسلح ‌شدن‌ جوانان‌ دانش‌آموز به‌ انواع‌ سلاح‌های‌ گرم‌ و بعضاً استفاده‌ از آنها علیه‌ معلمان‌، کارکنان‌ و دانش‌آموزان‌ دیگر است‌.28ص

. بنا به‌ گزارش‌ مجله‌ بهداشت‌ دانشگاه‌های‌ آمریکا و بر اساس‌ بررسی‌های‌ مرکز پیش­گیری‌ از بیماری‌های‌ دکتر لیوید لکبه‌ چهل درصد دانشجویان‌ مدارس‌ عالی‌آمریکا الکل‌ مصرف‌ می‌کنند و سی و یک درصد آنان‌ دائماً و پنجاه و یک درصد گاهی‌ اوقات ماری‌جوانا مصرف‌ می‌کنند و بیست و هفت درصد از مصرف‌کنندگان‌ الکل‌، گفته‌اند که‌ در حال‌ مستی‌ رانندگی‌ می‌کنند و گه‌گاه‌ با همین‌ حالت‌ به‌ کلاس‌، آزمایشگاه‌ و کتابخانه‌ می‌روند. براساس‌ این‌ گزارش‌، 1/13 درصد دانشجویان‌ نیز در خوابگاه‌ها و یا محیط‌ دانشگاه‌ها مورد تجاوز قرار گرفته‌اند. این‌ مجله‌ در پایان‌ می‌نویسد: «آن‌ زمانی‌ که‌ تصور می‌شد دانشجویان‌ آمریکایی ‌افراد نخبه‌ای‌ هستند و به‌ فساد آلوده‌ نمی‌شوند سپری‌ شده‌ است»‌.[23]

 گسترش‌ اعتیاد و قاچاق‌ مواد مخدر

شهروندان‌ جامعه‌ پرتنش‌ آمریکا که‌ از منابع‌ آرامش‌­بخش‌ روحانی‌ و معنوی‌ و اتکاء به‌ اعتقادات‌ دینی‌ و مذهبی‌ به‌ معنای‌ واقعی‌ آن‌ محروم‌ هستند با سرعت‌ به ‌آغوش‌ مواد مخدر پناه‌ می‌برند. در حال‌ حاضر تعداد سی میلیون‌ نفر در آمریکا زندگی‌می‌کنند که‌ مصرف‌ مواد مخدرشان‌ برابر مصرف‌ مواد مخدر در همه‌ دنیا می‌باشد آمریکایی­ها سالانه بیش از 63 میلیارد دلار صرف مواد مخدر غیر قانونی می کنند.[24]

«باری‌ مک‌ کافوی‌» رئیس‌ مبارزه‌ با مواد مخدر آمریکا با ابراز ناخرسندی‌ شدید از افزایش‌ تعداد جوانان‌ بزه­کار در آمریکا و اظهار ترس‌ از گزارش‌ جنایی‌ اداره ‌(اف‌.بی‌.آی‌) که‌ در آن‌ آمده‌ بود: «تعداد کودکان‌ زیر هجده سال‌ که‌ در رابطه‌ با مواد مخدر دستگیر شده‌اند بین‌ سالهای‌ 1991 -1995 بیش‌ از سی و هفت درصد افزایش‌ یافته‌ است‌»، اظهار داشت‌ است: «این‌ نخستین‌ موج‌ ضعیف‌ از یک‌ طوفان‌ ویران­گر است‌».[25]  تنها در سال‌1990، تعداد 978 نوجوان‌ به‌ جرم‌ فروش‌ مواد مخدر در پایتخت‌ آمریکا دستگیر شده‌اند که 431 نفر از آنان اعتیاد به‌ کوکایین‌ داشته‌اند.[26]

منابع‌ معتبر پزشکی‌ رسماً اعلام‌ نموده‌اند که: «5/2 درصد نوجوانان‌ ایالات‌ متحده‌ قبل‌ از اتمام‌ دوره‌ دبیرستان‌ یکی‌ از اشکال‌ داروهای‌ مخدر را استفاده‌ می‌کنند».[27]

براساس‌ گزارش‌ وزارت‌ بهداشت‌ و خدمات‌ انسانی‌ دولت‌ آمریکا، استفاده‌ نوجوانان ‌دوازده‌ تا هفده‌ ساله‌ آمریکایی‌ از مواد مخدر در سال‌های‌ 1992 تا 1995 به‌ میزان‌ هفتاد و هشت درصد افزایش‌ یافته‌ است‌. بنابراین‌ گزارش‌ که‌ از سوی‌ این‌ وزارتخانه‌ هر سال‌ منتشرمی‌گردد، نسبت‌ افرادی‌ که‌ سن‌ آنان‌ میان‌ دوازده‌ تا هفده‌ سال‌ است‌ و حداقل‌ ماهی‌ یک‌بار کوکایین‌ مصرف‌ می‌کنند در سال‌ 1996 یک­صد و شصت و شش درصد افزایش‌ یافته‌ است‌.[28]

 گسترش  فساد جنسی‌ و اخلاقی

اوضاع‌ اجتماعی‌ جامعه‌ آمریکا امروزه‌ بیانگر فاجعه‌ای‌ است‌ که‌ به‌ نام‌ تمدن، ‌گریبان­گیر بخش‌ مهمی‌ از غرب‌ گردیده‌ است‌. وضعیت‌ کنونی‌ آمریکا حاکی‌ از آن‌ است ‌که‌ مادی‌گرایی‌، آرمان‌گرایی‌ را تحت‌الشعاع‌ قرار داده‌ و این کشور را به خشن‌ترین‌ جامعه‌ در جهان‌ در آورده است. زیرا آمارهای‌ مربوط‌ به‌ قتل‌ و سایر جنایات‌ در کلیه‌ بخش‌های‌ این‌ جامعه ‌وحشت‌آور است‌ و تمایلات‌ جنسی‌ نیز به‌ وحشی‌گری‌ و خشونت‌ کشانده‌ شده‌ است‌. سکس‌، لذت‌ زندگی‌ یا راحتی‌ و فراوانی‌ در امور جنسی‌ از مهمترین‌ ابعاد جامعه‌ آمریکایی‌ است‌. این‌ خواسته‌ها در هیچ‌ جامعه‌ای‌ به ‌اندازه‌ای‌ که‌ در آمریکا‌ نیازهای‌ اساسی‌ تلقی‌ می‌شود اهمیت‌ ندارند. برای‌ امور جنسی‌ هیچ‌ سانسور و قانونی‌ وجود ندارد. تجارت‌ سکس‌، تصاویر و فیلم‌های سکسی‌ و فعالیت‌های‌ جنسی‌ و فردی‌ و جمعی‌ ـ به‌ رغم‌ شیوع‌  امراض‌ مختلف‌ ـ بسیار پر رونق‌ است‌.[29]

وضعیت‌ نابهنجار برنامه‌های‌ فرهنگی‌ جامعه‌ آمریکا باعث‌ شده ‌این‌ معضل‌ اجتماعی‌ حتی‌ در محیط‌ دانشگاهی‌ رسوخ‌ کرده‌ و حتی منجر به‌ آزار و اذیت ‌دانشجویان‌ نیز شده‌ است‌، بطوری‌ که‌ یافته‌های‌ تحقیقی‌ نشان‌ می‌دهد از هر ده زن‌ دانشگاهی‌ در ایالات‌ متحده‌ یکی‌ مورد تجاوز جنسی‌ قرار گرفته‌ است‌. هم چنین از هر ده زن‌ یکی‌ مورد تهدید ناموفق‌ به‌ تجاوز جنسی‌ قرار گرفته‌ و نیز از هر ده زن‌، یک‌ نفر با تهدید به‌ تنبیهات‌ غیر فیزیکی‌ و یا تطمیع‌، مورد تجاوز جنسی‌ قرار گرفته‌ است‌. هم چنین بیش‌ از سیزده زن‌ دانشگاهی‌ تجربه‌ رابطه‌ جنسی‌ کمتر از حد تجاوز را به‌ صورت ‌ناخواسته‌ و یا اجباری‌ گزارش‌ کرده‌اند[30].

 

 هرزه نگاری و تهاجمات جنسی علیه زنان

بیان گوشه‌ای از مصادیق انحطاط اخلاقی و معنوی در آمریکا می‌تواند به‌نحو ملموسی خواننده گرامی را در درک ابعاد فاجعه عظیمی که لیبرالیسم غربی با ترویج آزادی‌های لجام‌گسیخته و نسبی‌انگاری اخلاقی برای بشریت معاصر به‌بار آورده یاری نماید.

با توصیه لذت‌جویی بی‌حد و حصر در آمریکا و کاهش شدید درک فرهنگ آمریکایی از مفهوم عشق، جریان ابتذال اخلاقی با سرعت هرچه‌تمام‌تر هنجارها و ارزش‌های مورداحترام بشریت را بی‌اعتبار کرده است.

جریان ابتذال اخلاقی و حمایت دیوانه‌وار از سکس و بی‌بندوباری و لذت‌طلبی بی‌حد و حصر، ناهنجاری‌های اجتماعی فراوانی را در آمریکا درپی داشته است. یکی از موارد ناهنجاری‌های اجتماعی مسأله هرزه‌نگاری و تهاجمات جنسی علیه زنان می‌باشد. جنایت‌های جنسی تهاجمی علیه زنان، یک مشکل جدی و رو به افزایش در آمریکا است. طی جلساتی که کمیته قضایی مجلس سنای آمریکا داشته به این نتیجه رسیده‌اند که تجاوز جنسی در دهه گذشته، چهار برابر نسبت به سایر جنایت‌ها رشد داشته است. در واقع آمریکا از لحاظ آمار تجاوز جنسی در جهان رتبه اول را کسب نموده است. بطوری که نرخ تجاوزات جنسی این کشور، چهار برابر آلمان سیزده برابر انگلستان و بیست برابر ژاپن است.

در سال­های اخیر در آمریکا شخصیت‌های مختلفی در زمینه‌ هرزه‌نگاری تهاجمی به تحقیق و مطالعه پرداخته‌اند که اغلب این هرزه‌نگاری‌ها در فیلم‌های تجاوز جنسی وجوددارند. بسیاری از این فیلم‌ها بطور سانسورنشده از تلویزیون‌های کابلی پخش می‌شوند و بعداً تقریباً ازطریق کلیه فیلم‌فروشی‌ها در دسترس کودکان قرار می‌گیرند. این فیلم‌ها بطور معمول، زنان عریان در حالت‌ها و وضعیت‌های تحریک‌ کننده[31] نشان می‌دهند که مورد تجاوز، شکنجه یا قتل قرار می‌گیرند.

در مطالعه‌ای که توسط بریانا راسل روانشناس کالج میلز صورت گرفته، نشان داده است که تشریح و اشاعه افسانه تجاوز جنسی (یعنی این که اکثر زنان از این که به زور با آنها عمل جنسی انجام شود لذت می‌برند) باعث کاهش کم‌رویی در استفاده از خشونت می‌شود و هم زنان و هم مردان را به این عقیده عادت می‌دهد که انحرافات جنسی جزء رفتارهای طبیعی هستند. او هم چنین دریافته است که هنگامی که دانه‌های رفتار نابهنجار در مخیله مرد کاشته می‌شود او مایل به اجرای این تخیّلات خواهد شد. وی به این نتیجه رسیده است که هم این تخیّلات که به اجرا درآمده‌اند وهم آن تخیّلات منحرفی که به‌عنوان رفتارهای با ارزش‌ مجسم می‌شوند، به کشمکش و رنج هردوطرف ـ زن و مرد ـ و آسیب ‌وارد ‌آمدن به زندگی زناشویی آنها منجر می‌شود.[32]




انحطاط در خانواده

امروزه ساختار خانواده در آمریکا با مشکلات متعددی دست به گریبان است. آمار بالای طلاق، هم­جنس‌بازی، زندگی زوجین در چارچوب‌هایی خارج از ازدواج، عدم وفاداری زوجین به یک­دیگر، بی‌بندوباری فرزندان، سطح بالای حاملگی دختران نوجوان و بالارفتن تعداد کودکان و نوجوانانی که در خانواده‌هایی بدون پدر یا مادر بزرگ می‌شوند و بعضاً حتی پدر خویش را نیز ندیده‌اند، در کنار ده‌ها عامل دیگر پایداری خانواده‌ها را در آمریکا با تهدید مواجه ساخته‌اند.

در آمریکا طبق بیان آمار حدود شصت و پنج درصد از مردم با موضوع همجنس‌بازی مخالف بوده و در میان جوانان این نسبت پایین‌تر بوده و به پنجاه و پنج درصد می‌رسد.[33]

طبق آمارهای بدست‌آمده در سال 1991 حکایت از آن‌ دارند که متوسط تعداد افراد خانواده‌های این کشور 7/2 نفر می‌باشد که معمولاً شامل پدر، مادر و یک فرزند، یا یکی از پدر و مادرها همراه با یک یا دو فرزند می‌باشد. براساس همین آمارها متوسط تعداد خانواده‌ها در آمریکا در سال 1970، 1/3 نفر بوده و هم‌اکنون حرکت به سمت کاهش ادامه دارد. طی سال‌های اخیر بطرز قابل توجهی از تعداد خانواده‌‌هایی که دارای سه فرزند یا بیشتر بودند کاسته شده و درمقابل بر تعداد خانواده‌هایی که دارای فرزند نیستند افزوده شده است.

از سال 1975-1990 درصد زوج‌های دارای فرزند از هشتاد و چهار درصد به هفتاد و چهار درصد از کل زوجها کاهش یافت و در همین مدت تعداد خانواده‌های تک‌‌والدینی (تنها پدر یا تنها مادر) افزایش قابل ملاحظه‌ای یافته و از شانزده درصد به بیست و چهار درصد رسید.(ص39 پ)

  ازدواج

رواج ارزش‌های جدید جامعه صنعتی آمریکا هم­چون هم­جنس‌بازی، زندگی مشترک خارج از چارچوب ازدواج، روابط جنسی غیرمشروع و ... در آمریکا ازدواج سنتی و خانواده را با تهدیدات زیادی مواجه کرده است.طی دو سه دهة گذشته در کشورهای غربی ازجمله آمریکا زندگی مشترک خارج از ازدواج رشد زیادی کرده است.

هر ساله 350 هزار دختر آمریکایی در آستانه ازدواج به سبب روابط نامشروع فرزند غیرقانونی به‌ دنیا می‌آورند و این آمار در دهه‌های اخیر سال به سال در حال افزایش است. به ادعای یک پزشک آمریکایی که در یکی از زایشگاه‌های این کشور مشغول به فعالیت بوده و درمورد مشکلات محل کار خود در مقاله‌ای آورده است که در حدود چهل و هفت درصد از زایمان‌های تحت نظر وی مربوط به تولدهای نامشروع بوده است.

یک بررسی مختصر نشان می‌دهد که در سال 1980 تعداد فرزندان متولدشده نامشروع 4/18 بوده ولی با گذشت کمتر از هشت سال یعنی در سال 1988 این میزان به 7/25 رسیده است.[34]

 طلاق و جدایی

باتوجه به آنچه که در بالا ذکر شد و معضلات عدیده‌ای که در جامعه آمریکا وجود دارد، باید انتظار داشت که نرخ طلاق در این کشور بسیار بالا باشد. بنا بر آمارهای ارایه‌شده از سوی سازمان ملل متحد در سال 1991 آمریکا بالاترین نرخ طلاق را در میان کشورهای پیشرفته صنعتی دارا بوده است. این نرخ بالای طلاق چندان هم بی‌مورد نیست. چرا که تنها بیست ودو درصد از آمریکاییان طلاق را امری ناپسند و زشت دانسته و با آن مخالف می‌باشند.

طبق آمارهای موجود بیست و نه درصد از زوجینی که تجربه ازدواج دوم را دارند، کمتر از دو سال پس از ازدواج به طلاق روی می‌آورند و این نرخ در طی ده سال به حدود پنجاه درصد می‌رسد.

در سال 1994 تعداد طلاق‌های آمریکا 1187000 مورد و یک سال بعد000/183/1 مورد گزارش شده است. البته در مواردی که فرزندی به دنیا می‌آید نرخ‌ها به حد چشم­گیری کاهش می‌یابند.[35]

 انحطاط در مراکز آموزشی

سقوط ارزش­های اخلاقی

روزنامه یو‌اس‌ای­تودی یکی از روزنامه‌های پرتیراژ جامعه در تاریخ 27 فوریه 1996 در یک بررسی آماری در ارتباط با دانش‌آموزان دبیرستان­های آمریکا نوشت:

1ـ هشتاد و پنج درصد از دانش‌آموزان به موسیقی‌هایی نظیر رب، راک و غیره گوش می‌دهند.

2ـ‌ هشتاد و دو درصد از دانش‌آموزان از آبجو استفاده می‌کنند؛

3ـ شصت و پنج درصد از دانش‌آموزان سیگار می‌کشند؛

4ـ شصت و چهار درصد از دانش‌آموزان از مشروبات الکلی با درصد بیشتر استفاده می‌کنند؛

5ـ پنجاه و هشت درصد از دانش‌آموزان از مواد مخدر ماری جوانا استفاده می‌کنند؛

6ـ پنجاه درصد از دانش‌آموزان از سایت‌های مبتذل اینترنتی استفاده می‌کنند؛

در مدارس دولتی آمریکا، دعانمودن ممنوع است ولی به دانش‌آموزان مسایل جنسی آموزش داده می‌شود و در مواردی پوشش پلاستیکی (کاندوم) در اختیار آنان قرار می‌گیرد. هرچند بعضی از کشیشان مسیحی دختران را نصیحت می‌کنند تا خود را از خطرات و فساد حفظ نمایند، ولی متأسفانه با تبلیغاتی که صورت پذیرفته است، حفظ بکارت برای دختران یک ننگ محسوب می‌شود و آنان سعی دارند تا هرچه زودتر به اصطلاح خود را از این جریان خلاصی دهند و درنتیجه به فساد کشیده می‌شوند. تعداد بچه‌های حرام­زاده که از دختران کمتر از پانزده سال، در سالهای 80 ، 85 و 88 میلادی زاییده شده‌اند، به ترتیب نه هزار، 9400 و 9900 نفر بوده‌اند و میزان این تعداد دائماً در حال افزایش است.

در سال‌ 2003 نزدیک‌ به‌ یک‌ میلیون‌ دانش‌آموز و بعضاً ده‌ ساله‌ در کنار تکالیف‌ درسی‌ با خود اسلحه‌ به‌ مدرسه‌ می‌آورده‌اند.

بحران ضد اخلاقی در دانشگاهها

دکتر مک لهانی می‌گوید: «اکثر دانشجویان به نوعی در روابط جنسی نقش دارند و حداقل هفتاد و پنج درصد آنها رابطه جنسی کامل دارند و در اکثر موارد رابطه جنسی به همراه مقادیر کشنده‌ای از الکل و لیکور صورت می‌گیرد.»

برخی از دانشجویان می‌گویند: «این اصل که هر کاری آزاد است، محصول اقدامات مسؤولان دانشگاه‌هاست که هر عملی را در خوابگاه جایز می‌دانند.»

ریان کلامپفر از دانشگاه دیویس در کالیفرنیا می‌گوید: «در دانشگاه‌ها هفته‌ای به‌عنوان هفته سکس وجود دارد که در آن ابزارهای جنسی و ... می‌فروشند و فروشگاه (SEX TOYS) باز می‌کنند.»

راسموس که در برکلی درس می‌خواند می‌گوید: «به‌نظر من فشار اصلی عامل اصلی از سوی دختران دانشجو است، آنها این روزها تقریباً برهنه در خوابگاه‌ها جابجا می‌شوند و خود را موضوع سکس می‌کنند.»

یکی دیگر از دانشجویان می‌گوید: «بسیاری از دختران دانشجو در خوابگاه‌ها تقریباً هیچ چیزی نمی‌پوشند.»

شایان ذکر است که این وضعیت وخیم فرهنگی و اخلاقی منجر به سقوط وضعیت بهداشتی نیز شده و از میان دانشجویان فعّال جنسی، ده درصد دچار کلامیدیا و بیست درصد گرفتار هرپس (یا تبخال جنسی) شده‌اند. از این میان پنجاه درصد از دختران فعّال جنسی نیز به بیماری ویروسی پاپالوما مبتلا هستند. [36]

  خودکشی‌ در آمریکا

خودکشی‌ به‌ عنوان‌ یک‌ معضل‌ فردی و اجتماعی‌ در جامعه‌ آمریکا شیوع‌ فراوانی‌ پیدا کرده‌ است‌. این‌ معضل‌ که‌ متأثر از فرهنگ‌ مادی‌ این‌ جامعه‌ می‌باشد برای‌ مسؤولان ‌ایالات‌ متحده‌ مشکلاتی‌ را به‌ همراه‌ داشته‌ است‌.

احساس‌ نارو خوردن‌، انزوا و بی‌ارزشی‌، چیزی‌ است‌ که‌ بسیاری‌ از جوانان‌ و اقلیت‌ها در آمریکا نیز آن‌ را احساس‌ می‌کنند. برخی‌ از طریق‌ خشونت‌ علیه‌ دیگران‌ به ‌این‌ امر پاسخ‌ می‌دهند و برخی‌ از طریق‌ خشونت‌ علیه‌ خودشان‌ و گروهی‌ به‌ هر دو کار دست‌ می‌زنند.

در هر هفده دقیقه‌، یک‌ نفر در ایالات‌ متحده‌ خود را می‌کشد که در هر روز، 85 نفر و جمعا  31 هزار نفر در سال‌ اقدام‌ به‌ چنین‌ عملی‌ می‌کنند(ص 13 پ)

 فقر، گرسنگی‌ و بی‌ خانمانی‌

سیاست‌های‌ دولتی‌ ایالات‌ متحده‌ مبتنی‌ بر حذف‌ و کاهش‌ خدمات‌ تأمین‌ اجتماعی‌ و...  نیز بی‌‌توجهی‌ مسؤولان‌ به‌ این‌ موضوع‌ منجر به‌ بحرانی‌ شدن‌ اوضاع ‌در ایالات‌ متحده‌ گردیده‌ است‌. بحران‌ فقر و مسکن‌ هم‌ اکنون‌ از اقشار پایین‌ جامعه‌ فراتر رفته‌ و گریبان طبقة‌ متوسط‌ را گرفته‌ است‌. مسؤولان‌ آمریکا مدعی‌ هستند ـ به‌عنوان‌ تنها ابر قدرت‌ جهان‌ ـ جامعه‌ آنها یا عاری‌ از مشکلات‌ است‌ و یا با کمترین ‌مشکلات‌ مواجه‌ هستند. اما فقر، گرسنگی‌، نداشتن‌ مسکن‌ و بروز فاصله‌ طبقاتی‌ در سه‌ سال‌ گذشته‌ در آمریکا باعث‌ ایجاد بحران‌ مالی‌ و مرزهای‌ اقتصادی‌ در جامعه‌ گشته‌ است. این‌ امر باعث‌ شده‌ افراد معمولی‌ و طبقات‌ محروم‌ جامعه‌ آمریکا از خسارات‌ مالی‌ جدی‌ که‌ ایشان‌ را رنج‌ می‌دهد، احساس‌ ناامنی‌ اقتصادی‌ داشته‌ باشند.

اداره‌ کار ایالت‌ متحده‌ در 10 ژانویه‌ 2003 گزارش‌ داده که‌ بین‌ سال­های‌ 2001 و2002، 6/1 میلیون‌ نفر در آمریکا بیکار شده‌اند. در دسامبر 2002 نرخ‌ بیکاری‌ کشور شش درصد بود. تعداد افراد بیکار به‌ 68 میلیون‌ نفری‌ می‌رسید

بانک‌ مرکزی‌ دولت‌ آمریکا در 22 ژانویه‌ 2003 گزارش‌ داد که‌ بین‌ سال‌های‌ 1992 و 1998 فاصله‌ طبقاتی‌ میان‌ ده درصد از خانواده‌های‌ دارای‌ بالاترین‌ درآمد و دو درصد از خانواده‌های‌ با کمترین‌ درآمد حدود نه درصد افزایش‌ یافته‌ است‌.(ص14پ)

 

  سرقت‌ و توسعه‌ زندان‌

فرهنگ‌ مادی‌ و انسان‌ محوری‌ و وجود مشکلات‌ عمده‌ اقتصادی‌ در جامعه‌ آمریکا باعث‌ شده‌ که‌ تعدادی‌ از افراد دست‌ به‌ اقدامات‌ ناشایست‌ همانند دزدی‌، آدم‌ربایی‌ و... بزنند و همین‌ امر موجب‌ شده‌ که‌ زندان‌های‌ آمریکا مملّو از زندانیان‌ باشد.

در آمریکا افزون‌ بر 930/1 هزار نفر زندانی‌ وجود دارد. در سال‌ 2001 فقط‌ چهارده میلیون‌ مجرم‌ دستگیر شده‌ است‌. بالغ‌ بر ده میلیون‌ سرقت‌ غیر مسلحانه‌ صورت‌ گرفته ‌است‌. از سوی‌ دیگر طبق‌ گزارش‌ اداره‌ آمار دادگستری‌ آمریکا که‌ در 25 اگوست‌ 2002 منتشر شده‌ جمعیت‌ بزرگ­سال‌ و مشکل‌دار آمریکایی‌ تقریباً به‌ رکود 6/6 میلیون‌ نفر در پایان‌ سال2001 رسیده‌ است‌ که‌ حدود چهار برابر رقم‌ سال‌ 1980 می‌باشد. حدود 1/3 درصد جمعیت‌ بزرگ­سال‌ کشور یا از هر 32 نفر از ساکنین‌ آمریکا یک‌ نفر دچار مجازات ‌تعلیقی‌ بوده‌ یا به‌ قید ضمانت‌ آزاد شده‌ و یا در زندان‌ و بازداشتگاه‌ به‌ سر می‌برد(ص14پ).

 اشاعه فساد

صنعت سینما یکی از رسانه‌های بسیار مهم آمریکا می‌باشد که با تولید انواع و اقسام فیلم‌ها و برنامه‌ها درصدد ترویج فرهنگ خاص به جامعه ‌آمریکا و جهان است. هالیوود و مسؤولان آمریکا ازطریق هنرپیشه‌های فاسد خود به بهانه مد وپیروی از این افراد، فساد را در جامعه خود رواج می‌دهند. مدیران و تولیدکنندگان برنامه‌های تلویزیونی و دیگر رسانه‌های گروهی آمریکا جهت از بین ‌بردن قبح گناه و نیز آلوده‌ساختن بقیه جامعه ـ آنهایی که هنوز به منجلاب فرو نرفته‌اند چه کودکان و چه بزرگسالان، مردم را ازطریق پخش برنامه‌های فاسد ـ تمام تلاش خود را صرف تولید چنین برنامه‌هایی می‌کنند.

اگر تعدادی از مردم معترض تولید و پخش چنین برنامه‌هایی شوند آنان در جواب می‌گویند ما که نمی‌گوییم آنان نیز دست به ارتکاب چنین اعمالی بزنند، بلکه جامعه را از وضعیتی که در آن است، مطلع می‌سازیم و یا این­که می‌گویند اگر از دیدن برنامه‌های تلویزیونی خوشتان نمی‌آید آن را خاموش کنید.

بسیار کوته‌بینی خواهدبود اگر نقش برنامه‌های تلویزیون و سینما را در تغییرات اجتماعی و ارایه فرهنگ خاص به مردم را نادیده گرفت. در بسیاری از موارد، جامعه ازطریق تلویزیون دچار چنین دگرگونی‌های اخلاقی و ارزشی شده است. مردان و زنانی که درباره ادغام هم­جنس‌خواهان در داخل جامعه آمریکا و زندگی آمریکایی اظهار امیدواری کرده‌اند، ابزاری مؤثرتر از تلویزیون نمی‌توانند پیدا کنند.

 نقش یهود در رسانه‌ها

طبق برآوردهای  بعمل ‌آمده در دنیای صنعتی غرب و بویژه آمریکا، صهیونیست بین‌الملل و یهود علی‌‌رغم داشتن جمعیت اندک خود در اکثر این کشورها، توانسته است اکثر موقعیت‌ها و مناصب مهم و کلیدی جهان را تصاحب کند. جمعیت یهودیان در جامعه آمریکا حدود دو درصد است ولی همین اقلیت توانسته در مراکز قدرت و قدرت‌ساز ازجمله رسانه و بویژه صنعت فیلم و سینما نفوذ کند و در راستای اهداف و مقاصد خود به تولید انواع برنامه‌ها اقدام کند. اساساً فعالیت یهودیان در ارتباط با مسایل فرهنگی، ایجاد زمینه‌های گوناگون برای فرهنگ‌زدایی (فرهنگ اصیل جامعه) و بحران‌های ناشی از آن در جامعه می‌باشد. ایجاد جوّ آلوده فرهنگی ازطریق تولید و پخش فیلم‌ها و برنامه‌های فاسد سینمایی و تلویزیونی یکی از این روش‌ها می‌باشد. هالیوود که به‌عنوان بزرگترین مرکز تولید فیلم‌های سینمایی جهان و آمریکا به یهودیان تعلّق دارد.

مجله ریورزدایجیست یکی از مجلات با سابقه در میان بعضی از نشریات آمریکا است. این مجله در شماره ماه اکتبر سال 1995 خود مطالبی را تحت عنوان «سه دروغ بزرگ هالیوود» منتشر نمود. در این مقاله نویسنده به مشکلات و عواقب خانمان­سوز ناشی از تهیه و پخش فیلم‌های فاسد پرداخته و اضافه می‌نماید که هالیوود در برخورد با اعتراض مردم با تهیه و پخش این‌گونه فیلم‌ها سه دروغ بزرگ را بیان می‌سازد:

اول این‌که می‌گوید: «اینها فقط یک سرگرمی است و کسی را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد».

دوم این‌که «ما فقط حقیقت را منعکس می‌کنیم. ما را مورد سرزنش قرار ندهید، جامعه را سرزنش کنید».

سوم این­که «ما به مردم چیزی را که می‌خواهند می‌دهیم. اگر مردم آن را دوست ندارند، همیشه می‌توانند آن را (تلویزیون را) خاموش کنند».

نویسنده در قسمت‌های دیگر مقاله می‌افزاید که تولیدکنندگان یهود هالیوود می‌گویند شما مجبور نیستید نگاه کنید، مردم فیلم‌های مبتذل (Sex) و قتل و تعدّی (Violence) می‌خواهند.

نویسنده در ادامه مقاله خود راجع به دسته‌بندی فیلم‌ها توضیحاتی می‌دهد. او اضافه می‌کند که بعضی از این فیلم‌ها که در دسته و ردیف پی‌جی‌ یعنی در ردیفی که عموم مردم (حتی بچه‌ها با راهنمایی والدین خود) می‌توانند نظاره‌گر آن باشند،‌صحنه‌های مبتذل و حتی مستهجن را نشان می‌دهند.

نویسنده در مقاله خود بعضی از این فیلم‌ها را که چنین صحنه‌هایی داشته و برای کودکان نیز ساخته شده است نام می‌برد.

تولیدکنندگان فیلم‌های مبتذل و مستهجن و غیره این مطالب را در زمانی بیان می‌کنند که سازمان اف‌بی­آی اعلام می‌دارد که هشتاد و یک درصد از کسانی که مرتکب قتل شده‌اند می‌گویند که این نوع فیلم‌ها را نگاه می‌کرده‌اند و ... .

محقق دیگری نظیر دکتر ویلیام مارشال معتقد است هشتاد و شش درصد از کسانی که مرتکب تجاوز جنسی و غیره شده‌اند می‌گویند این نوع فیلم‌ها را تماشا می‌کرده‌اند و بین سال‌های 1979 تا 1989، این جنایات چهل و سه درصد افزایش داشته است (و دائماً نیز این وضعیت در حال افزایش است) تولیدکنندگان این نوع فیلم‌ها دقیقاً می‌دانند که تماشای این‌گونه فیلم‌ها تأثیر شدید و مخرّبی بر روی بینندگان آن‌ می‌گذارد ولی آن را انکار می‌کنند.

یکی از کارآگاهان ایالت میشیگان به نام درول پوپ در توضیح مرگ یک پسر هفده ساله می‌گوید: این پسر هفده ساله، شورت و سینه‌بند، جوراب نازک زنانه و حتی کمربند تنگ زنانه مادرش را به تن نموده و با زیرپوش (خواب) مادرش خود را حلق‌آویز نمود. در کنار جنازه او مجله‌ای (مستهجن) پیدا شد که حاوی عکسی شبیه حالت او است (یعنی فردی لباس‌های زیر زنانه را به تن کرده و خود را حلق‌آویز نموده است) و آن صفحه بازشده مجله در پایین پایش قرار داشت.

این کارآگاه می‌افزاید که این پسر تصمیم به خودکشی نداشته است. او فقط سعی نموده تا خود را مانند آن عکس بسازد و آن مجله در پایین عکس مذکور این نکته را اضافه نکرده اگر دوکیلوگرم فشار، برای مدت هشت ثانیه بر شاهرگ گردن وارد شود انسان بیهوش می‌شود. او بیهوش شده است و بعد از آن نتوانسته بر روی پای خود بایستد و درنتیجه حلق‌آویز شده است. این نمونه کوچکی از تأثیر این نوع موارد ابتذال و استهجان و ... بر روی افراد می‌باشد.

متأسفانه روند تقلید از حرکات بعضاً غیرعقلایی و غیرانسانی مردم سایر جوامع از مردم آمریکا سیر صعودی پیدا کرده و بعضاً در خیلی از کشورها مشاهده شده است که بدون کوچکترین تعمّق و تعقلّی برخی از شیوه‌های رفتار و مد آمریکایی توسط افراد آن کشورها بدون کوچکترین کمّی و کاستی اجرا می‌شود. شبکه‌های مختلف تلویزیونی در طول هفته با پخش برنامه‌های فاسد سوپ‌آپرا به مردم می‌آموزند تا چگونه به فساد مشغول شوند و متأسفانه اکثر مردم داخلی (و بعضاً خارجی) سعی دارند تا یکایک آن برنامه‌ها را در زندگی خود پیاده نموده و به طریقی عمل کنند که در آن برنامه تلویزیونی، هنرپیشه فاسد موردنظرشان عمل نموده است.

اگر در یک برنامه تلویزیونی خوانندگان بی‌ریشه فاسدی- که بعضاً نمی‌دانند پدرشان چه نام داشته و فعلاً در دست افراد صهیونیست سودجود و فاسدی قرار گرفته‌اند ـ ظاهر شده و شلوار خود را به سبکی پوشیده باشند که زیپ آن در پشت قرار گرفته باشد و یا شلوارشان به صورت آویزان بوده که قسمت اعظمی از شورتشان نمایان باشد. بزودی در خیابان‌های آمریکا شما ناظر خواهید بود که جوانان دیگر نیز این‌گونه لباس بر تن کنند و بعد از مدتی که این شیوه پوشش در آمریکا بصورت الگو و مد مطرح شد توسط افراد سفرکرده و یا با ارایه فیلم‌ها و مجلات به سایر کشورهای جهان صادر می‌شود.[37]

جدایی‌ دین‌ از دولت‌

جورجی‌ ان‌گیر، نویسنده‌ و تحلیگر معروف‌ آمریکایی‌ با اعتراف‌ به‌ مشکلات ‌جامعه‌ آمریکا و پیچیدگی‌ آنها به‌ معرفی‌ علت اصلی‌ این‌ معضلات‌ پرداخته‌ و می‌نویسد:

«نبود معنویت‌ زیر بنای‌ مشکلات‌ امروز جامعه‌ آمریکا است‌. امروز مردم‌ بر این‌ باورند که‌ انسان‌ حق‌ دستیابی‌ به‌ رشد و توسعه‌ مادی‌ را دارد اما این‌ رشد و توسعه‌ بدون‌ وجود سیستمی‌ معنوی‌ که‌ زیر بنای‌ قوانین‌ و مقررات‌ کشوری‌ را شکل ‌می‌دهد امکان‌پذیر نیست‌».[38]

دکتر روبرت‌ کرین‌ مشاور نیکسون‌ رئیس‌ جمهور وقت‌ آمریکا در همین‌ باره‌ می‌گوید: «مشکلات‌ آمریکا پی‌ آمد این‌ است‌ که‌ نهادهای‌ بزرگ‌ جامعه‌ و دولت‌ آمریکا و هم چنین ‌سیستم‌های‌ فرهنگی،‌ قضایی‌ و تبلیغاتی‌ به‌ شدّت‌ با این‌ امر که‌ دین‌ پایه‌ تفکر و عمل‌ قرار گیرد مبارزه‌ می‌کنند».[39]

جیمز ترفیکانت‌، نماینده‌ دموکرات‌ از ایالت‌ اوهایو، نیز در نطق‌ پیش‌ از دستور خود در مجلس‌ نمایندگان‌ آمریکا با اشاره‌ به‌ حادثه‌ به‌ گلوله‌ بستن‌ یکی‌ از مدارس ‌جنوب‌ ایالت‌ کالیفرنیا توسط‌ یک‌ دانش‌آموز پانزده ساله‌ گفت‌: «این‌ حادثه‌ نتیجه‌ فراموشی‌ نام ‌و یاد خدا در مدارس‌ آمریکا است‌».

وی‌ با اشاره به علت اصلی وقوع این گونه حوادث در مدارس آمریکا می‌گوید: «در مدارس‌ ما مواد مخدر هست‌، تجاوز جنسی‌ هست‌، حتی‌ قتل‌ هم‌ هست ‌ولی‌ به‌ علت‌ جدایی‌ دین‌ از سیاست‌ و حاکمیت‌ سکولاریسم‌ اجازه‌ نام‌ بردن‌ از خدا نیست‌».

وی ‌که‌ قبلاً رئیس‌ پلیس‌ ناحیه‌ای‌ در ایالت‌ اوهایو بوده‌خطاب‌ به‌ نمایندگان‌ اضافه‌ کرد: «اگر می‌خواهید به‌ من‌ حمله‌ کنید، ولی‌ بدانید ملتی‌ که‌ منکر خدا می‌شود خداوند را از خود خشمگین‌ می‌کند».[40]


 علیرضا شفیعی



[1] دار بی شر، یان، تحولات سیاسی در ایالات متحده، ترجمه رحیم قاسمیان، تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، سال 1369، ص4

[2] میرلوحی، هاشم، آمریکا بدون نقاب، تهران: کیهان 1380 ص26

[3] موردا، اندره، تاریخ آمریکا، ترجمه نجف قلی معزی، تهران: اقبال ص328

[4] حمیدی نیا، حسین، ایالات متحده آمریکا، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، سال 1381،  ص143

[5] عاملی ، حشمت‌الله، رژیم‌های سیاسی، تهران: دوستان، 1348. صص336-326 .

[6] همان صص 343.

[7] میرلوحی 29-287

[8] .311 p و2001 world  al manas

[9] لودتکه، لوتراس، ساخته شدن آمریکا، ترجمه شهرام ترابی، تهران: انتشارات وزارت امور خارجه، سال 1379. ص93

[10] کیهان، 1 بهمن 81 حمید مولانا

[11] ((قدرت صهیونیست))، فصلنامه مطالعات راهبردی، سال سوم، شماره های 1و2 (بهار و تابستان 79) ص52.

[12].  روزنامه‌ انتخاب‌ (24/7/80) ص‌ 5.

[13]. اعضای‌ این‌ فرقه ‌را در یک‌ خانه‌ که‌ متعلق‌ به‌ این‌ گروه‌ بود، تماماً به‌ آتش‌ کشیدند و سوزاندند.

[14].  میرلوحی‌، پیشین‌، ص‌ 183.

[15]. حسن‌ عباسی‌، جنگ‌ جهانی‌ چهارم‌ و رفتارشناسی‌آمریکا پس‌ از 11 سپتامبر (قم‌: پارسایان‌، 1382) ص‌ 35.

[16].  دیدار با نمایندگان‌ فرهنگی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ایران‌ در خارج‌ از کشور، روزنامه‌ جمهوری‌ اسلامی‌، 12/شهریور/76، ص‌ 3.

[17].  حمید مولانا، «چشم‌ انداز»، روزنامه‌ کیهان ‌(29 مرداد1375) ص‌ 8.

[18].  مولانا، مصاحبه‌ با هفته‌ نامه‌ صبح‌، شماره‌ 48 (22/12/74).

[19].  مولانا، «چشم‌ انداز»، روزنامه‌ کیهان‌ (11 تیر/1379) ص‌8.

[20].  محمدتقی‌ جعفری‌، فرهنگ‌ پیرو و فرهنگ‌ پیشرو (تهران‌:علمی‌ و فرهنگی‌، 1373) صص‌112

111 ادوارد ولف ، (آدرس ص 5  پرینت).

[21]. بنجامین اسپاک،دنیای بهتر برای کودکانمان،ترجمه منصوره حکمی(تهران:نی،1375)ص153.

[22]. رسلو فابریس‌، «ایالات‌ متحده‌ آمریکا، بازگشت‌ به‌ 10 سال‌ پیش‌» ترجمه‌ آذر خلیلی‌، روزنامه‌ لیبراسیون‌ (30/7/2001).

[23].  میراحمدرضا حاجتی‌، عصر امام‌ خمینی‌(ره‌) (قم‌: دفتر تبلیغات‌ اسلامی‌، 1381)ص‌ 260.

[24].  شاکر قوامیان‌،«دلایل‌ حمله‌ آمریکا به‌ عراق‌»، روزنامه‌ رسالت‌(10 اردیبهشت‌ 1382)ص‌14.

[25]. «جوانان‌ بزهکار در آمریکا»، خبرگزاری‌ جمهوری‌ اسلامی(29 مهر 1375).

[26].  همان‌ (7 آبان‌ مهر 1370).

[27].  همان‌ (11 مهر 1373).

[28].  همان‌، (22 مرداد1375‌).

[29].  حسن‌ حنفی‌، «ایالات‌ متحده‌ آمریکا مثلث‌ سلطه‌، ثروت‌ و سکس‌»، هفته‌ نامه‌ پگاه‌، شماره‌ 48،(24 اردیبهشت‌ 1381) ص‌ 11.

[30]. «خشونت‌ جنسی‌ علیه‌ زنان‌ دانشگاهی‌»، ماهنامه‌ سیاحت‌ غرب‌، سال‌ اول‌، شماره‌ سوم‌ (شهریور 1382) ص‌ 35.

[31] . بی کلان گن، پیشین، ص 49.

[32] . بت، افتیونس،«هرزهنگاری متاع اینترنت»،ماهنامه سیاحت غرب،سال اول،شماره13،(مرداد 83)ص45.

[33]. رونالد اینگهارت، تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی، ترجمه مریم وتر (تهران: کویر 1373) ص 221.

[34]. میرلوحی، ص 221.

[35]. میرلوحی، ص 221.

[36]www.farsnews.com 1384/8/18  .

[37]. میرلوحی، پیشین، ص 213.

[38].  روزنامه‌ جمهوری‌ اسلامی‌ (31 شهریور 1372) ص‌ 16.

[39].  حاجتی‌، پیشین‌، ص‌ 280.

[40].   (8 اسفند 1378) به‌ نقل‌ از شبکه‌ خبری‌ C.N.N، ص‌ 16.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Buy cialis
دوشنبه 7 خرداد 1397 08:13 ق.ظ

Cheers, Numerous data.

cialis 5 mg funziona the best site cialis tablets cialis dose 30mg cialis authentique suisse canadian drugs generic cialis sublingual cialis online generic cialis levitra click here take cialis cialis uk order generic cialis online
кредит на банковскую карту в украине
شنبه 22 اردیبهشت 1397 05:14 ق.ظ
взять кредит онлайн на карту срочно
кредиты онлайн без фото
срочно взять кредит онлайн на карту украина
займ срочно без отказа на карту
kf/ua
кредит на карту любого банка
кредит онлайн на карту без инн
Generic cialis
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 08:53 ق.ظ

Helpful knowledge. Regards!
cialis prices in england cialis daily cialis bula ou acheter du cialis pas cher interactions for cialis the best site cialis tablets safe dosage for cialis low dose cialis blood pressure cialis kaufen wo we choice free trial of cialis
фітнес резинки ціна
سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 10:49 ق.ظ
заказать черную резинку для
фитнеса
купить резинку эспадер
very sexy резинки для фитнеса цена
набор резиновых петель для тренировок 2 шт усилие 16 39 кг и 23 57 кг
фитнес резинка по кг
Cialis generic
جمعه 7 اردیبهشت 1397 11:03 ب.ظ

Terrific information. Many thanks!
online prescriptions cialis cialis bula prices on cialis 10 mg warnings for cialis cialis dosage cialis from canada costo in farmacia cialis il cialis quanto costa only now cialis 20 mg cialis professional yohimbe
Viagra kaufen
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 04:21 ب.ظ

Valuable advice. Thanks.
get viagra uk buying viagra online uk online viagra buy viagra low cost sildenafil price uk buying viagra without a prescription viagra nz buy buy herbal viagra cheap viagra online can you buy viagra without prescription
Cialis prices
شنبه 18 فروردین 1397 07:23 ق.ظ

Kudos, Loads of advice!

generic cialis at the pharmacy tadalafil generic trusted tabled cialis softabs how much does a cialis cost cuanto cuesta cialis yaho cialis canada cialis generic cialis pills cialis cuantos mg hay cialis cuantos mg hay
Cialis pills
شنبه 4 فروردین 1397 06:34 ق.ظ

You actually revealed this exceptionally well!
acquisto online cialis we recommend cheapest cialis cialis generique 5 mg precios de cialis generico generic cialis soft gels generic cialis pro cialis patentablauf in deutschland generic cialis pro cialis 5 mg buy cialis generique 5 mg
Cialis canada
دوشنبه 28 اسفند 1396 12:06 ب.ظ

Thank you! I appreciate this.
price cialis wal mart pharmacy cialis et insomni cialis 5 mg scheda tecnica tadalafilo cialis generico milano buy cialis sample pack buy name brand cialis on line cialis wir preise enter site very cheap cialis cialis 5 mg schweiz
Shonda
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:43 ق.ظ
I'm not sure where you're getting your information, but great
topic. I needs to spend some time learning much more or understanding more.

Thanks for excellent info I was looking for this information for my mission.
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 03:37 ق.ظ
It's in fact very complex in this active life
to listen news on Television, so I simply use world wide web for that reason, and take the latest news.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر