تبلیغات
Create your flash banner online in 5 step هزاران گنج - عوامل مؤثر در طول عمر و كوتاهى آن چیست؟

رفتار شایسته،میانه روی و نیک دیداری

عوامل مؤثر در طول عمر و كوتاهى آن چیست؟

نویسنده :حسین رحمتی
تاریخ:شنبه 17 مرداد 1394-07:40 ق.ظ


عوامل طبیعى:

برخى از عوامل طبیعى در افزایش عمر كه براى بشر تاكنون شناخته شده است عبارتند از: 1. تغذیه صحیح دور از افراط و تفریط; 2. كار و حركت مداوم; 3. پرهیز از هر گونه مواد مخدر و اعتیادهاى خطرناك; 4. دور بودن از هواى آلوده; 5. مصرف نكردن مشروبات الكلى; 6. دورى از هیجان هاى مداوم.

عوامل معنوى:

ارتباط ظاهرى عوامل معنوى مؤثر با مسئله طول عمر بر ما چندان روشن نیست، اما در روایات اسلامى روى آن تاكید شده است كه به چند نمونه آن اشاره مى كنیم:
1. ایمان قوى و توكل بر خدا كه بتواند انسان را در ناملایمات زندگى آرامش و قدرت بخشد;
2. صدقه;
3. صله رحم; پیامبر گرامى اسلام(ص) مى فرماید: اِنَّ الصَّدَقَةَ وَ صِلَةَ الرَّحِمِ تَعْمُرانِ الدِّیارَ، وَ تَزیدانِ فِى الاَْعْمارِ[1]; انفاق در راه خدا و صله رحم خانه ها را آباد و عمرها را طولانى مى كند.
4. احسان; امام باقر(ع) مى فرماید: اَلْبِرُّ وَ صَدَقَةُ السِّرِ یَنْفِیانِ الْفَقْرَ وَ یَزیدانِ فِى الْعُمْرِ وَ یَدْفَعانِ عَنْ سَبعینَ مَیْتَةَ سُوء[2]; نیكوكارى و انفاق پنهانى فقر را برطرف ساخته، عمر را افزایش مى دهد و از هفتاد گونه مرگ و میر بد جلوگیرى مى كند.»
5. گناه نكردن; خداوند متعال، مى فرماید: (أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطِیعُون * یَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَ یُؤَخِّرْكُمْ إِلَى أَجَل مُّسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَآءَ لاَ یُؤَخَّرُ لَوْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ)[3]; [اى قوم] خدا را پرستش كنید و از مخالفت او بپرهیزید، و مرا اطاعت نمایید. اگر چنین كنید خدا گناهانتان را مى آمرزد و تا زمان معینى شما را عمر مى دهد، اما هنگامى كه اجل الهى فرا رسد تأخیرى نخواهد داشت اگر مى دانستید.[4] و در جاى دیگر مى فرماید: (فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِم)[5]; و خداوند آنها را به (كیفر) گناهانشان گرفت.
امام صادق(ع) مى فرماید: مَنْ یَمُوتُ بِالذُّنُوبِ اَكْثَرُ مَِّنْ یَمُوتُ بِالاْجالِ وَ مَنْ یَعیشُ بِالاِْحسانِ اَكْثَرُ مِمَّنْ یَعیشُ بِالاَْعْمار[6]; آنها كه بر اثر گناهان مى میرند بیش از آنهایند كه به مرگ الهى از دنیا مى روند و كسانى كه بر اثر نیكوكارى عمر طولانى پیدا مى كنند، بیش از كسانى هستند كه بر اثر عوامل طبیعى عمرشان زیاد مى شود!
در بعضى روایات به برخى گناهان مانند ظلم و زنا كه در كاهش عمر دخالت دارد، اشاره شده است.[7]
چرا مردن براى انسان ها ناپسند است؟
هر یك از عوامل ذیل مى تواند علت ناپسندى مرگ براى انسان ها باشد:
1. ناآگاهى به حقیقت مرگ; كسانى كه مرگ را با نیستى، مساوى مى دانند از مرگ مى ترسند. نیستى، وحشتناك است; چنان كه فقر و بیمارى و ضعف و ناتوانى مایه وحشت است، چون به معناى نیستىِ ثروت، سلامت و توان و قدرت است. انسان هستى دارد و با آن آشناست، اما با نیستى هیچ گونه تناسب و سنخیت ندارد و باید از آن بگریزد. اما كسانى كه مرگ را آخرین مرحله زندگى پست و سخت دنیوى و سرآغاز زندگى جدید انسان و نردبانى براى صعود به هستى برتر و جاودانه مى دانند و جهان پس از مرگ را از نظر وسعت و نعمت، قابل مقایسه با این جهان نمى دانند، دنیا را زندان و مرگ را آزادى از این زندان و به پرواز درآمدن روح مى دانند. امام هادى(ع) به مریضى كه از مرگ مى ترسید و گریه مى كرد مى فرماید: تَخافُ مِنَ الْمَوْتِ لاَِنَّكَ لا تَعْرِفُه[8]; تو از مرگ مى ترسى چون از آن شناخت ندارى.
2. تبه كارى; عده اى دیگر، مرگ را پایان زندگى و فنا و نابودى نمى دانند، بلكه مقدمه اى براى زندگى در سرایى وسیع تر و عالى تر مى بینند، ولى به خاطر زیادى اعمال بد و كم بودن اعمال نیك خود، از مرگ وحشت دارند، زیرا مرگ را آغاز رسیدن به نتایج شوم اعمال خود مى بینند. قرآن كریم در آیه 94 سوره بقره، خطاب به بنى اسرائیل مى فرماید: ... اگر [آن گونه كه ادعا مى كنید]سراى آخرت در نزد خدا تنها براى شما مهیا شده است نه سایر مردم، پس آرزوى مرگ كنید اگر راست مى گویید. و در آیه بعد مى فرماید: ولى آنها، به خاطر اعمال بدى كه پیش فرستاده اند، هرگز آرزوى مرگ نخواهند كرد و خداوند از حال ستمگران آگاه است.
هم چنان كه امام حسن(ع) در جواب این سؤال كه: چرا از مرگ مى ترسیم؟; فرمود: شما تمام كوشش خودتان را صرف آبادى دنیا كرده اید و براى آخرت كار نیكى ندارید; به همین جهت از مرگ مى ترسید كه از جاى آباد به جاى خراب منتقل مى شوید.[9]
3. دل بستگى به دنیا; گروهى دیگر به خاطر دل بستگى بیش از حد به دنیا، از مرگ گریزانند، چرا كه مرگ میان آنان و محبوبشان جدایى مى افكند و دل كندن از آن همه امكاناتى كه براى زندگى مرفه و پر عیش و نوش فراهم ساخته اند برایشان طاقت فرساست.[10]
4. بى ایمانى; در آیه 19 سوره احزاب علت ترس از مرگ عدم ایمان بیان شده است: ... چون خطر فرا رسد، آنان را مى بینى كه مانند كسانى كه مرگ او را فرا گرفته، چشمانشان در حدقه مى چرخد [و] به سوى تو مى نگرند و چون ترس برطرف شود، شما را با زبان هایى تند نیش مى زنند. بر مال حریصند. آنان ایمان نیاورده اند و خدا اعمالشان را تباه گردانیده و این[ كار] همواره بر خدا آسان است. در آیه دیگرى مى فرماید: یا چون [كسانى كه در معرض] رگبارى از آسمان ـ كه در آن تاریكى ها و رعد و برقى است ـ [قرار گرفته اند]; از [نهیب] آذرخش [و] بیم مرگ، سرانگشتان خود را در گوشهایشان نهند، ولى خدا بر كافران احاطه دارد.[11] در این آیه شریف نیز عدم ایمان به خدا و كفر و طغیان در برابر خداوند متعال، علت ترس از مرگ معرفى شده است.[12]
آیاتى درباره امیدوار بودن به زندگى بگویید; زیرا ما همیشه به فكر مرگ هستیم و امیدى به آینده نداریم.
از آیات قرآن كریم استفاده مى شود كه اولا: امیدوارى و آرامشِ روح در سایه ایمان و تقوا حاصل مى شود; بنابراین براى امیدوار شدن به زندگى باید بكوشیم تا ایمان و پرهیزكارى خود را افزایش دهیم و خود را به درجه اولیاى الهى (دوستان خدا) برسانیم كه قرآن شریف مى فرماید: آگاه باشید! [دوستان و] اولیاى خدا، نه ترسى دارند و نه غمگین مى شوند! همان ها كه ایمان آوردند و [از مخالفت فرمان خدا] پرهیز مى كردند. در زندگى دنیا و در آخرت، شاد [و مسرور[ند; وعده هاى الهى تخلف ناپذیر است; این است آن رستگارى بزرگ![13]
ثانیاً: حیات و زندگى انسان دو مرحله دارد:
1. مرحله كشت و عمل كه همان زندگى موقت دنیاست;
2. مرحله جزا و ثواب كه همان زندگى حقیقى و دایمى آخرت است.
بنابراین، به نظر مى رسد امیدوار كننده ترین آیات در مورد زندگى، همان آیاتى است كه در مورد حقیقت مرگ نازل شده كه در برخى از آنها از مرگ به «لقاءالله» (عنكبوت، 5 و كهف، 110) تعبیر شده و زندگى پس از مرگ را بهترین و كامیاب ترین زندگى شمرده است. (آل عمران، 15; توبه، 72) زیرا اگر مرگ به معناى انتقال از زندگى دنیا به زندگى جدید و بهتر نباشد، بلكه به معناى فنا و نیستى باشد، در این صورت، زندگى پوچ و بیهوده خواهد بود و انسان امیدى به زندگى نخواهد داشت; به همین جهت، انسان باید بكوشد تا اعتقاد و باور خود نسبت به قیامت و زندگى پس از مرگ را تقویت كند، تا به زندگى امیدوارتر شود و با بهترین امید به آینده سعى كند تا در دنیا خدا را اطاعت كند و به دستورهاى پروردگارش كه موجب خوشبختى و سعادت اوست، گردن نهد و نافرمانى نكند; در این صورت است كه برایش مهم نیست كه در دنیا چه قدر زندگى كند و چه موقع مرگ به سراغش آید; آن چه برایش مهم است، این است كه از لحظه لحظه عمر خویش در راه اطاعت خدا بهترین استفاده را بكند تا در آینده سعادتمند و رستگار شود و در نزد پروردگارش بهترین زندگى را داشته باشد.
امّا ممكن است برخى انسان ها بر اثر عواملى هم چون غفلت، دوستان ناباب، خودخواهى و اطاعت از هواى نفسانى و ... در طول زندگى دچار خطا، انحراف و گناه شوند و این موجب شود تا نسبت به آینده و آخرت خود نگران باشند، ولى از آن جا كه خداوند «اَرْحَمُ الرّحمِینَ; بخشنده ترین بخشندگان» است و رحمتش بر غضبش سبقت دارد; «یا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَه» و رحمتش همه چیز را در برگرفته است; (وَ رَحْمَتى وَسَعَتْ كُلَّ شَىء)[14] به این افراد نیز فرموده اگر به خود آمدید و متوجه گناه و غفلت و اشتباه خود شدید، ناامید نباشید، بلكه توبه كنید و به این وسیله دل خود را از زنگار گناه شست و شو داده، با انجام دادن اعمال صالح، گذشته خود را جبران نمایید تا گرفتار غضب و عذاب الهى نشوید.
قرآن كریم مى فرماید: بگو: اى بندگان من كه برخود اسراف و ستم كرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید كه خدا همه گناهان را مى آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است و به درگاه پروردگارتان باز گردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آن كه عذاب به سراغ شما آید، سپس از سوى هیچ كس یارى نشوید.[15]
ثالثاً: از آیات قرآن مجید استفاده مى شود كه مرگ به دست خدا و فرمان اوست و براى هر كس سرنوشت و اجل معینى قرار داده است; چنان كه مى فرماید: (وَمَا كَانَ لِنَفْس أَن تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ كِتَـبًا مُّؤَجَّلاً)[16]; هیچ كس، جز به فرمان خدا، نمى میرد، سرنوشتى است تعیین شده. بنابراین، انسان باید به زندگى امیدوار باشد و بداند تا خداوند اجازه قبض روح او را ندهد نخواهد مرد و در زندگى توكلش به خدا باشد: (وَ مَن یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ)[17]; و هر كس بر خدا توكل كند، كفایت امرش را مى كند، (إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِینَ)[18]; خداوند متوكلان را دوست دارد.[19]
نتیجه آن كه: از دیدگاه انسان موحد، زندگى و مرگ هر دو زیباست. زندگى زیباست زیرا خداوند همه چیز را براى انسان آفریده است: (خَلَقَ لَكُم مَّا فِى الاَْرْضِ جَمِیعًا)[20]; [خداوند] آن چه در زمین است براى شما خلق كرده است. تا بستر شكوفایى خلافت الهى انسان فراهم شود و زمینه كشت زار آخرت و تجارت خانه مردان خدا مهیّا شود.
مرگ هم زیباست چون مرگ بازگشت به خداست.
در پایان به روایتى از امام حسن مجتبى(ع) اشاره مى شود كه مى فرماید: براى دنیایت آن گونه كار كن كه گویا براى همیشه مى خواهى در دنیا زندگى كنى و براى آخرت آن گونه كار كن كه گویا فردا خواهى مرد.[21]
منظور از مرگ نخستین در آیه 56 دخان چیست؟
خداوند متعال، در آیه مزبور مى فرماید: (لاَ یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ إِلاَّ الْمَوْتَةَ الاُْولَى وَوَقَـهُمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ); هرگز مرگى جز همان مرگ اوّل[ كه در دنیا چشیده اند]نخواهند چشید و خداوند آنها را از عذاب دوزخ حفظ مى كند.
این آیه شریف درباره بهشتیان است كه مى فرماید: هیچ مرگى جز مرگ نخستین را نمى چشند. روشن است كه مراد از مرگ نخستین (قیامت صغرى) همان پایان زندگى دنیا و آغاز زندگى برزخى است.
بنابراین معناى آیه چنین است:[ بهشتیان] بعد از مرگ نخستین مرگ دیگرى را نخواهند چشید.[22]
آیا بعد از مرگ امكان بازگشت به دنیا هست؟
آن چه از آیات و روایات استفاده مى شود تقاضاى بازگشت افراد به دنیا در آستانه مرگ پذیرفته شدنى نیست. قرآن مجید در این باره مى فرماید: (حَتَّى إِذَا جَآءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُون * لَعَلِّى أَعْمَلُ صَــلِحًا فِیمَا تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَآئِلُهَا وَ مِن وَرَآئِهِم بَرْزَخٌ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ)[23]; [آنها هم چنان به راه غلط خود ادامه مى دهند] تا زمانى كه مرگ یكى از آنان فرا رسد مى گوید: پروردگارا! مرا بازگردانید!; شاید در آن چه ترك كردم[ و كوتاهى نمودم] عمل صالحى انجام دهم[ به او مى گویند] چنین نیست، این سخنى است كه او به زبان مى گوید [و اگر بازگردد برنامه اش هم چون سابق است] و پشت سر آنها برزخى است تا روزى كه برانگیخته مى شوند.[24]
این آیه شریف با مسئله رجعت تنافى ندارد، زیرا رجعت در زمان حكومت امام زمان(عج) بعد از اجراى قانون حتمى مرگ است و ویژه افراد خاص و بر اساس مصالحى محقق مى شود.[25] و نیز با زنده شدن بعضى افراد مانند مقتول بنى اسرائیل[ كه داستانش در سوره بقره آیه 73 آمده است] منافات ندارد، چون بنابر دلایلى كه اهمیت خاصى دارد خداوند متعال، این افراد را استثناءً زنده مى كند تا آن امر مهم، تحقق یابد.
بدكاران و ستمگران در موارد گوناگون تقاضاى بازگشت به زندگى براى جبران گذشته خویش مى كنند; بعضى از این آیات مربوط به روز قیامت و رستاخیز است: مانند آیه 28 سوره انعام، بعضى دیگر مربوط به بعد از مرگ است; مانند آیه 99 مؤمنون و گاهى در مورد نزول عذاب هاى نابود كننده وارد شده است; مانند آیه 44 سوره ابراهیم. جالب این است كه در تمام این موارد پاسخ منفى به آنها داده شده است. دلیل آن هم معلوم است، زیرا هیچ یك از این تقاضاها جنبه واقعى و جدى ندارد، اینها عكس العمل آن حالت اضطرار و پریشانى فوق العاده است كه در بدترین اشخاص نیز پیدا مى شود و هرگز دلیل بر دگرگونى و انقلاب درونى و تصمیم واقعى بر تغییر مسیر زندگى نیست.
لذا قرآن مى فرماید: (وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْه)[26]; اگر اینها بار دیگر به زندگى عادى برگردند باز به همان اعمالى كه از آنها نهى شده بودند، مشغول مى شوند[ آنها دروغ مى گویند].

تناسخ

آیا روح انسان ها بعد از مرگ وارد بدن فرد دیگرى مى شود؟
پیوستن روح، پس از مرگ، به بدن فردى دیگر، عقیده مردودى است كه بین دانشمندان با نام «تناسخ» شناخته شده است.
دانشمندان و فیلسوفان مسلمان در بحث هاى مربوط به نفس، درباره بطلان اندیشه تناسخ بحث هاى گسترده اى دارند كه نقل آنها در این مجال اندك نه ضرورت دارد و نه سازگار است; لذا تنها به بررسى بطلان این نظریه از دیدگاه قرآن و روایات، بسنده مى كنیم.
خداى متعال در آیات 99 و 100 سوره مؤمنون مى فرماید: (حَتَّى إِذَا جَآءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّى أَعْمَلُ صَــلِحًا فِیمَا تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَآئِلُهَا وَ مِن وَرَآئِهِم بَرْزَخٌ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ);[ آنها هم چنان به راه غلط خود ادامه مى دهند] تا زمانى كه مرگ یكى از آنان فرا رسد، مى گوید: پروردگارا! مرا بازگردانید! شاید در آن چه ترك كردم [و كوتاهى نمودم]عمل صالحى انجام دهم! [ولى به او مى گویند:] چنین نیست! این سخنى است كه او به زبان مى گوید [و اگر باز گردد، كارش هم چون گذشته است]! و پشت سر آنان برزخى است تا روزى كه برانگیخته شوند.
این آیه دلیل روشنى بر بطلان عقیده تناسخ است. آیه به صراحت از عالمى غیر از دنیا كه روح، پس از مرگ و جدا شدن از بدن بدان جا خواهد رفت، یاد مى كند.
در این آیه به بدكارانى كه درخواست مهلتى دیگر مى كنند، جواب رد داده، آنان را از فرصتى دیگر و زندگى مجدد در دنیا ناامید مى سازد.
خداى متعال در آیه اى دیگر، گفتار گناه كاران را چنین نقل مى كند: (قَالُوا رَبَّنَآ أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوج مِّن سَبِیل)[27]; مجرمان با مشاهده اوضاع و احوال قیامت و آگاهى بر خشم خداوند درباره آنها، از خواب غفلت طولانى خویش بیدار مى شوند و در فكر چاره افتاده، مى گویند: پروردگارا! ما را دوبار میراندى و دو بار زنده كردى و ما در این مرگ ها  و حیات ها همه چیز را فهمیدیم، اكنون به گناهان خود اعتراف مى كنیم، آیا راهى براى خارج شدن از دوزخ [و بازگشت به دنیا و جبران مافات]وجود دارد؟!
چنان كه دیده مى شود، سخن از دو مرگ و دو زندگى و حیات است (مراد از دو مرگ و دو زنده شدن مى تواند مرگ در پایان عمر و مرگ در پایان برزخ و زنده شدن در برزخ و زنده شدن در قیامت باشد).[28] این در حالى است كه بر اساس نظریه تناسخ، ارواح انسان ها ده ها و صدها بار، بلكه بیشتر از آن، به زندگى دنیوى باز مى گردند.
در روایات اهل بیت(ع) نیز از تناسخ سخن به میان آمده است. امام رضا(ع) در پاسخ كسى كه از «تناسخ» پرسیده بود، فرمود: مَنْ قالَ بِالتَناسُخِ فَهُوَ كافِرٌ بِاللّهِ الْعَظیمِ، مُكَذِّبٌ بِالْجَنَّةِ وَ النّارِ[29]; هر كس به تناسخ معتقد باشد، به خداوند بزرگ كافر است و بهشت و جهنم را انكار مى كند.
در سوره آل عمران، آیه 145، آمده كه زمان مرگ هر كسى در لوح قضاى الهى به وقت معین ثبت شده است، آیا كسانى كه خودكشى مى كنند، مرگ خود را جلو مى اندازند یا آن كه در لوح الهى مرگ آنها همین زمان است؟
همان گونه در پاسخ هاى پیشین گفته شد، اجل (مرگ) دو نوع است: اجل مسمّى و اجل غیرمسمّى (اجل معلق) اجل كسانى كه خودكشى كنند، اجل غیرمسمّى است; یعنى اگر خودكشى نمى كرد، مى توانست بیشتر زنده بماند.
آن چه در سوره آل عمران، آیه 145 آمده چنین است: (وما كانَ لِنَفس اَن تَموتَ اِلاّ بِاِذنِ اللّهِ كِتـبـًا مُؤَجَّلاً ...); هیچ كس، جز به فرمان خدا، نمى میرد، سرنوشتى تعیین شده است ... ، اشاره به اجل مسمى دارد.
بر پایه این آیه شریف، مرگ هر شخصى به اذن و فرمان خدا است و سرنوشت هر انسانى را خدا مى داند. خداوند مى داند كه هر كسى در چه زمانى، در چه مكانى و چگونه خواهد مرد. پس كسانى هم كه خودكشى مى كنند، به اذن الهى مرده اند و خداوند به چگونگى مرگشان علم داشته، ولى مرگشان به اجل غیرمسمّى است.
كسانى كه خودكشى مى كنند آیا مأمور خداوند جان آنان را مى گیرد یا مرگشان به دست خودشان است؟
(قُلْ یَتَوَفَّـكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِى وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ)[30]; بگو، فرشته مرگ كه بر شما مأمور شده، قبض روح شما مى كند، سپس به سوى پروردگارتان بازمى گردید.
از این آیه و آیات دیگر و روایات فهمیده مى شود كه ستاندن روح انسان ها به دست ملائكه است، حال این ستاندن در هر كسى در یك حالتى است; برخى در حال تصادف، برخى سكته و برخى در حالت خودكشى و ... . در این حالات جسم مادى از كار مى افتد، ولى روح از بین نمى رود، بلكه آن را ملائكه در همین هنگام از بدن جدا مى نمایند و باقى خواهد ماند.



[1] عبد على عروسى حویزى، تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 354 و 355.
[2] شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج 6، ص 277.
[3] نوح، آیه 3 ـ 4.
[4] ر.ك: اكبر هاشمى رفسنجانى، تفسیر راهنما، ج 9، ص 390.
[5] آل عمران، آیه 11.
[6] شیخ عباس قمى، سفینة البحار، ج 1، ص 488، ماده ذنب.
[7] ر.ك: تفسیر نمونه، ج 25، ص 57 ـ 60 و ج 18، ص 203 ـ 210.
[8] بحارالأنوار، ج 6، ص 156.
[9] همان، ج 6، ص 129.
[10] ر.ك: تفسیر نمونه، ج 24، ص 122 و ج 1، ص 358 ـ 359.
[11] بقره، آیه 19.
[12] ر.ك: ناصر ناصر مكارم شیرازى و همكاران، پیام قرآن، ص 437 ـ 442; جعفر سبحانى، منشور جاوید، ج 9; همان، ص 213 ـ 214; هم چنین ر.ك: بقره، آیه 243، آل عمران، آیه 143، انعام، آیه 93، انفال، آیه 6 و محمد، آیه 20.
[13] یونس، آیه 62 ـ 64.
[14] اعراف، آیه 156.
[15] زمر، آیه 53 ـ 54.
[16] آل عمران، آیه 145.
[17] طلاق، آیه 3.
[18] آل عمران، آیه 159.
[19] ر.ك: تفسیر نمونه و المیزان، ذیل آیات مذكور.
[20] بقره، آیه 29.
[21] میرزا حسن نورى، مستدرك الوسائل، ج 1، ص 146.
[22] تفسیر المیزان، ج 18، ص 240 ـ 243.
[23] مؤمنون، آیه 99 ـ 100.
[24] البته این قانون كلى استثنا هم دارد كه توضیح آن در تذكر اوّل مى آید.
[25] ر.ك: تفسیر نمونه، ج 14، ص 310 ـ 311.
[26] ر.ك: همان، ص 380 ـ 390.
[27] غافر، آیه 11.
[28] تفسیر نمونه، ج 20، ص 42 ـ 43.
[29] شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 218; ر.ك: شیخ عباس قمى، سفینة البحار، باب نسخ (فى ابطال التناسخ) ج 8، ص 237.
[30] سجده، آیه 11.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How you can increase your height?
دوشنبه 27 شهریور 1396 05:56 ق.ظ
Appreciate the recommendation. Let me try it out.
Can exercise increase your height?
دوشنبه 30 مرداد 1396 02:29 ب.ظ
Hi friends, how is everything, and what you want to say on the
topic of this paragraph, in my view its truly amazing for me.
Foot Pain
دوشنبه 16 مرداد 1396 03:11 ق.ظ
Hi to all, it's truly a nice for me to pay a quick visit this web site, it contains helpful Information.
Do compression socks help with Achilles tendonitis?
شنبه 14 مرداد 1396 12:17 ب.ظ
Why users still make use of to read news
papers when in this technological globe everything is presented
on web?
http://grossecefvbxpbd.exteen.com
جمعه 23 تیر 1396 05:16 ق.ظ
Woah! I'm really enjoying the template/theme of this website.
It's simple, yet effective. A lot of times it's tough to get that "perfect balance" between user
friendliness and visual appeal. I must say you have done a amazing job with this.
Additionally, the blog loads extremely fast for me on Firefox.
Excellent Blog!
Alva
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:37 ق.ظ
Incredible points. Great arguments. Keep up the great work.
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 11:52 ب.ظ
Heya i am for the first time here. I came across this board and I find It truly helpful
& it helped me out much. I hope to provide one thing back and help others such as you aided me.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 01:44 ق.ظ
This is my first time go to see at here and i am actually impressed to read
all at alone place.
manicure
سه شنبه 15 فروردین 1396 01:09 ق.ظ
Hi there, its pleasant article concerning media print, we all understand media is
a impressive source of information.
وکیل کانادا
دوشنبه 2 شهریور 1394 10:43 ق.ظ
باسلام
مطلب عالی بود سپاسگذارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر